تبلیغات
بسیج دانشجویی دانشگاه شهید عباسپور - مطالب ابر شیعه
درباره

مقام معظم رهبری :
بسیج سیاسی است اما «سیاست زده، سیاسی کار و جناحی» نیست. بسیج مجاهد است اما بی انضباط و افراطی نیست، عمیقاً متدین و متعبد است اما متحجر و خرافی نیست، با بصیرت است اما از خودراضی نیست، اهل جذب حداکثری است اما غیور است و درباره اصول تسامح نمی کند، طرفدار علم است اما علم زده نیست، اخلاق اسلامی دارد اما این اخلاقش ریاکاری نیست، در آباد کردن دنیا فعال است اما خود اهل دنیا نیست.
وصیت نامه شهدا
وصیت شهدا
ابر برچسب ها
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آرشیو مطالب
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
لوگوی دوستان
کاربردی

بسم الله الرحمن الرحیم

درود و سلام.

امشب به لطف آقا جانمون امام زمان ارواحنا فداه، به صورت مجازی با دو برادر از دل کالیفرنیا آشنا شدم. تک تک جملاتشون برام درس بود و خدا رو شکر یه عالمه نکته مثبت ازشون یاد گرفتم.

جذاب ترین قسمتش برام این بود که بچه ها 3م دبیرستان و پیش دانشگاهی رو خودشون تو خونه مطالعه کرده بودن و به دلیل ناسالم بودن محیط، تصمیم میگیرن نرن دانشگاه. برادر بزرگتر میگه:

ولی این خواست من بود. نمیخواستم خواست "من" باشه. میخواستم بدونم خواسته ی ""آقا"" چیه؟

متوسل میشه به آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و آقا راهی رو که به صلاحش بوده جلو پاش میگذارن...

اسلام تسلیم است و التسلیم هو الیقین و از تسلیم آدم به یقین میرسه.

خلاصه که خدا جون ما نقطه تسلیمیم. لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی؛ که تو بهترین کسی هستی که به وی اعتماد میشود، میداند و میتواند..

دیگه بیشتر از این نگم. بفرمایید خودتون تماشا کنید. شیرینه و پر از نور.  نوش جونتون :)




برچسب ها : امام زمان (عج) ,  شیعه ,  تسلیم , 

نوشته شده در یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 01:56 | آخرین ویرایش در یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 02:50

بسم الله الرحمن الرحیم

در روایتی تکان دهنده از امام کاظم (علیه السلام) نقل شده که می فرمایند: «اگر شیعیانم را زیر و رو کنم، جز ادعا، چیز دیگری ندارند!

و اگر آنان را آزمایش کنم سر از ارتداد (کُفر) در آورند! اگر ایشان را تصفیه نمایم از هزار نفر جز یک نفر خالص و بی غش نباشد!

و اگر غربالشان کنم؛ با من جز خواص و نزدیکانم نمانند!

فراوانند افرادی که بر پشتی ها تکیه می زنند و می گویند: “ما شیعه علی هستیم” شیعه علی کسی است که کردار و رفتارش [بر شیعه بودن] گواهی بدهد»

 

کافی؛ ج۸ ص۲۲۸

 

خدایا! خودت درستمون کن که یار محبوبت بشیم... و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.




برچسب ها : امام زمان (عج) ,  شیعه ,  امیر المومنین (ع) , 

نوشته شده در پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت 01:59 | آخرین ویرایش در پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت 02:50

بسم الله الرحمن الرحیم


عشق اما كى خبر از شنبه و آدینه دارد؟..


یا ابا صالح المهدی خداوند امر او را در یک شب اصلاح میکند

سلام. دو تا حدیث خوشحال کننده با هم بخونیم :)

روایت ذیل از حضرت جوادالائمه(علیه السلام) است:

1. همانا خداوند تبارک و تعالی امر ظهور ایشان (حضرت مهدی(عجل الله فرجه)) را در یک شب اصلاح می فرماید، همان طور که کار کلیم خود حضرت موسی(علیه السلام) را (یک شبه) اصلاح فرمود، آنگاه که برای به دست آوردن آتش برای اهل خویش رفت پس در حالی که پیامبرِ فرستاده شده بود بازگشت... [1]

 

در حدیث دیگری همین مطلب با مقدمه ی زیبایی توسط امام صادق(علیه السلام) ذکر شده:

2. به چیزی که امید (وقوعش را) نداری از آنچه امید (وقوعش را) داری، امیدوارتر باش! همانا حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) رفت تا برای اهل خود آتشی به دست آورد، پس در حالی که پیامبرِ فرستاده شده بود به سوی ایشان بازگشت. پس خداوند کار بنده و پیامبرش موسی(علیه السلام) را در یک شب اصلاح فرمود. و خداوند تبارک و تعالی در مورد حضرت قائم امام دوازدهم(علیه السلام) نیز چنین عمل می کند. کار (ظهور) ایشان را در یک شب اصلاح می فرماید، همان طور که کار پیامبرش موسی(علیه السلام) را اصلاح کرد، و ایشان را از حیرت و غیبت به سوی روشنایی فرج و ظهور در می آورد. [2]


«اصلاح در یک شب» می فهماند که اذن ظهور حضرت بدون هیچ گونه زمینه و مقدمه ی قبلی به ایشان داده می شود و امر فرج ایشان متوقّف بر وجود نشانه و زمینه ای نیست که روی حساب های عادیِ بشری نزدیک بودن آن را برساند. اگر غیر از این بود انتظار فرج در هر صبح و شام بی معنا می شد.

 این مطلب با توجه به آنچه درباره ی بداء پذیر بودن وقت ظهور بیان شده، کاملاً مقبول است.

برگرفته از سایت رهروان ولایت با تخلیص.


[1] کمال الدین باب 36 ح 1.

[2] کمال الدین باب 6 انتهای ح 13.



برچسب ها : امام زمان (عج) ,  انتظار ,  منتظر ,  محبت ,  شیعه , 

نوشته شده در شنبه 18 آذر 1396 ساعت 21:17 | آخرین ویرایش در یکشنبه 19 آذر 1396 ساعت 00:32

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام وعیدتون خیلی خیلی مبارک!

عید امروز (9م ربیع) در کلام آقا امام حسن عسکری علیه السلام اینطور تعبیر شده:

هو یوم عید ، وهو أفضل الأعیاد عند أهل البیت علیهم السلام وعند موالیهم.

یک روایت شیرین ولی نسبتا طولانی از کتاب بحار الانوار است که در اینجا میتونید متن کاملش رو مطالعه بفرمایید (فقط من دنبال فارسیش نگشتم اما عبارت­هاش آسونه و میشه متوجه شد) . در ادامه بخشی از حدیث از زبان آقا امیر امومنین آورده شده.

مولا امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید:

این روز،

روز استراحت است ( كه مومنان از شر آن فاسق امان یافتند)

روز زائل شدن كرب و غم است

روز غدیر دوم است

روز تخفیف گناهان شیعیان است

 روز بخشش است

روز برداشتن قلم از شیعیان است

روز در  هم شكستن بناى كفر و عداوت است

روز عافیت است

روز بركت است

روز طلب  خونهاى مؤمنان است

روز عید بزرگ خدا است

روز مستجاب شدن دعاها است

روز موقف اعظم است

روز وفای به عهد است

روز شرط است

روز كندن لباس سیاه است

روز ندامت و پشیمانى ظالم است

روز شكسته شدن شوكت است

روز نفى هموم و غمها است

روز فتح و پیروزی است

روز ظهور قدرت خدا است

روز تامل و دقت است

روز فرح و شادى شیعیان  است

روز توبه انابت و بازگشت به سوى حق تعالى است

روز زكات بزرگ است

روز فطر دوم است

روز سیراب کردن است

روز گره خوردن آب دهان در گلوى مخالفان است

روز رضایت مؤمنان است

روز عید اهل بیت علیهم السلام است

روز پیروزی یافتن بنى اسرائیل بر فرعون است

روزی است که خداوند اعمال شیعیان را می پذیرد

روز پیش فرستادن صدقات است

روز زیارت است

روز قتل منافق است

روز وقت معلوم است

روز شادی اهل بیت است

روز شاهد و روز مشهود است

روزى است كه ظالم انگشت حسرت و ندامت به دندان مى گزد

روز چیره شدن بر دشمن است

روز خراب شدن بنیان ضلالت است

روز آگاه ساختن است

روز خنک شدن دل است

روز شهادت دادن است

روز درگذشتن از گناهان مومنین است

روز شکوفایی است

روز گوارایی است

روز شیرین و طیب شدن به واسطه آن است

روز رفتن و نابودشدن سلطان منافق است

روز غرامت است

روز رهائى و استراحت مومن است

روز مباهله و لعنت کردن است

روز مفاخره و به خود بالیدن است

روز قبول شدن اعمال است

روز بزرگداشت است

روز  برملا شدن سرّ است

روز یارى مظلومان است

روز زیارت است

روز دوستى نمودن با مؤمنان است

روز دوست داشتن مومنان است

روز رسیدن است

روز پاك گردانیدن اعمال است

روز برطرف شدن بدعتها است

روز ترك گناهان كبیره است

روز دید و بازدید مومنان است

روز موعظه و نصیحت است

روز عبادت است؛

روز تسلیم شدن در برابر پیشوایان دین است.

 

بحار الانوار جلد ۳۱، صفحه ۱۲۷

 من از عهد آدم تو را دوست دارم گل نرگس

ان شاءالله که آغاز امامت شهنشاه عوالم هستی حضرت مهدی عجل الله و ایام شادی دل اهل بیت علیهم السلام همین سال مصادف باشه با امضای پرونده ظهور مولای مهربانمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف.

التماس دعا. 

 

 



برچسب ها : امام زمان (عج) ,  حضرت زهرا (س) ,  شیعه , 

نوشته شده در سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت 12:34 | آخرین ویرایش در سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت 13:17
بسم الله الرحمن الرحیم


 مرحوم شیخ مفید می فرماید:

تنها موردی كه در نقل آن عامّه و خاصّه (شیعه و سنّی ) اتّفاق و اجماع نموده‌اند سخن آن حضرت در ْآخر عمر شریفشان است كه فرمودند برایم صحیفه‌ای بیاورید تا برایتان مطلبی بنویسم كه بعد از من یه هیچ وجه گمراه نشوید. و در این جا بود كه ... گفت: آن مرد هذیان می‌گوید. برای ما کتاب خدا کافیست!!!! (1)


اینجا میتوانید بیشتر بخوانید.


(1) أوائل المقالات ، شیخ مفید (۴۱۳ هق) ، ص ۴۰۶.



برچسب ها : شیعه , 

نوشته شده در چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت 15:16 | آخرین ویرایش در چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت 15:32
امام حسین


امام حسین



برچسب ها : شیعه ,  اربعین ,  کربلا ,  امام ,  امام حسین (ع) , 

نوشته شده در دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 00:37 | آخرین ویرایش در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 16:05

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

دیشب سر یه قضیه ای عمیقا ترسیدم از اینکه اذن دخول به محرم مهدوی رو ندن و اونطور که باید نتونم بهره برداری کنم.. چون تا وقتی خدا یه چیزی رو به کسی نداده، قاعدتا ازش انتظاری هم نداره... وقتی ازش میخوای و از بس کریمه میده، این دیگه تو هستی که باید با تمام وجود نشون بدی حاضری برای حفاظت از گنج ارزشمندی که بهت از روی لطف دادن هرچی داری هزینه کنی.. راه پیمودن سیر بسمت خدا شوخی که نیست.. خدا نعمت رو میده، اگر لیاقت نگهداری ازش رو نداشته باشی میگیره[1].دقیقا مثل گنجینه های الهی.. خدا تمام نعمتش رو با فرستادن پیامبر اکرم، امیر المومنین، حضرت زهرا و.. تک تک امامان بر ما کامل کرد.. نه یک بار، نه دو بار، 13 بار بشر مردود شد در پاسداری از گنجینه الهی.. خدا بقیة الله رو نگه داشت برای مردمی کهبفهمن امام کیه؟ قدرشو بدونن، و ثابت کنن که میخوانش، حاضر باشن براش هر چی دارن رو هزینه کنن... بابا بخدا درده خلق رو دیدن و وجه الله رو ندیدن.. اونم چه کسی؟.. کسی که محبتش بما، از خودمون نسبت به خودمون بیشتره.. از عزیز ترین افرادمون نسبت بما دلسوزتره و مهربون تر.. پدر، مادر، دوست، خواهر و بردار، محبت هیییچ کدوم به گرد پای عشق امام نمیرسه..

 

داستان علی ابن مهزیار رو که حتما شنیدین؟ 20 سال میره حج تمتع به امید دیدن آقا.. اونطور که میخواسته موفق نمیشه و تصمیم میگیره دیگه نره که بهش میرسونن اینبار به مقصودت میرسی، بیا... میره.. در موقفی پیک امام میاد سراغش و میگه دنبال چی میگردی؟

-        امامِ محجوب از عالم..

قاصد گفت: پاسخ اشتباهى دادى؛ چه كسى مى‏گه كه حضرت محجوب از عالم است؟ بلكه این اعمال بد شما او را محجوب كرده است. «و ما هو المحجوبُ عن العالم و لكن حَجَبه سوءُ اعمالِكم»؛ (بمیرم آقا جانم که شما چه میکشید از دست ما..)

خلاصه پیک امام با علی ابن مهزیار هماهنگ میکنه و  راه میفتن... وقتی میرسن یه جایی که باید ادامه راه رو پیاده برن، علی میگه پس شترمو چیکار کنم؟؟   |:

یعنی هنوز اونقدر انقطاع پیدا نکرده بوده که با سر بره هر جا امامش بود.. بدون فکر کردن به چیزی... البته خدا خیلی رحمش کرده که راهش دادن..  وگرنه مثل مرد صابونی باید امام ندیده برمیگشت...

وقتی دیدار مهیا میشه، امام زمان (روحی فداه) به علی ابن مهزیار فرمودن:

«من شبانه روز چشم به راه تو بودم؛ چرا دیر پیش ما آمدی؟»[2]

یعنی امام قربونشون برم مشتاق ترن از خود ما به رشد و وصل و کمالمون.. ماها فقط باید راست بگیم (باید از خودشون ملتمسانه بخوایم ما رو طوری پرورش بدن که یارشون باشیم. از اون یارهای خاص...). از اینجا ببعد تازه اوج داستان شروع میشه امام دلایل تاخیر علی ابن مهزیار رو بهش میگن.. و یسری از وقایع ظهور.. یک جا میفرمایند من «آن دو نفر» رو با یدن تازه از قبر بیرون میارم و مردم به وسیله آن دو آزمایش میشن.. آزمایشی سخت تر از آزمایش اول..  در آن روز بر روی زمین کسی باقی نمی‌ماند جز مؤمنی که قلبش خالص به ایمان باشد.

همه این حرفها رو زدم تا به اینجا برسیم. قلب نمیتونه جای دو تا محبت متضاد باشه.. وجود ما باید خالصِ خالص بشه در خدا دوستی.. اون کسی رو که خدا دوست داره ما دوست داریم، کسی که با خدا دشمنه، به هیچ عنوان در قلب ما جایی نداره...

یه مثال مادی بزنم: فرض کنین یک نفر مادر شما رو بطرز وحشتناکی آزار بده (مثلا بهش سیلی بزنه یا استخوانشو خورد کنه یا به خونه ش حمله کنه و ... بقیه شو نگم بهتره..). آیا میتونین دشمن مادرتون رو دوست داشته باشید؟ (خواهش میکنم واقعا یک دقیقه تصور کنین ببینید حستون چیه نسبت به اون فرد؟)

.

.

.

میشه تحملش کرد؟

پیشنهاد من برای اجازه ورود به حریم محرم، شروع زیارت عاشوراست. از امروز تا حداقل اربعین. از جمله کارهایی که این زیارت میکنه، خالص سازی محبت هست برای امام. روزانه فقط و فقط 5 دقیقه وقت بگذارید تا خودتون اثرشو ببینین. یعضی از راه ها گفتنی نیست؛ رفتنیه...

سفرتون بی خطر مسافرهای الهی.

یا علی.

 

[1] آیه 53 سوره انفال (ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی‏ قَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ)

این، بخاطر آن است که خداوند، هیچ نعمتی را که به گروهی داده، تغییر نمی‏دهد جز آنکه آنها خودشان را تغییر دهند و خداوند، شنوا و داناست!

[2] دلائل الامامه ص541. داستان مفصل تر رو میتونین در اینجا مطالعه بفرمایید. 0البته کامل نیست.)

 



برچسب ها : محرم ,  شیعه ,  اخلاص ,  زیارت عاشورا ,  امام زمان (عج) ,  امام حسین (ع) , 

نوشته شده در یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 06:04 | آخرین ویرایش در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 16:56

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام سلام صد تا سلام!

هزار و سیصد تا سلام!

J

عیدتون مبارک. شعفتون مدام، عمیق و لحظه افزون.. به یمن این پیوند مبارک، قسمت اول این حدیث امشب آماده شد. بفرمایید شیرینی شیعیان امیر المومنین و بانو... نوش جونتون..

  
ابوذر غفاری از سلمان فارسی که خداوند از هر دوی آنها خشنود باد پرسید که ای ابا عبدالله معرفت امیرالمومنین به نورانیت چیست؟ سلمان گفت: ای جندب(ابوذر) بیا برویم تا آن را از خود حضرت بپرسیم سپس به محل آن حضرت رفتیم و او را نیافتیم. ابوذر گفت: پس به انتظار ایشان ماندیم تا آن حضرت آمدند. حضرت فرمودند: چه امری باعث شده که اینجا بیایید؟

عرض کردند: ای امیرالمومنین به نزد شما آمدیم تا از معرفت شما به نورانیت سوال کنیم.

حضرت فرمودند: خوش آمدید ای دوستان من که در دین خود متهد و پاینده هستید و کوتاهی نمیکنید. به جانم سوگند که بر هر مردو زن مومن واجب است که مرا به نورانیت بشناسد. سپس حضرت فرمود: ای سلمان و ای جندب! هر دو عرض کردند بلی امیر مومنان! حضرت که سلام بر او باد فرمود: هر کس در امر ولایت من ظاهری بیش از باطن داشته باشد، ترازو های اعمالش سبک و کم ارزش میگردد. به راستی که مومن ایمانش را به سرحد کمالش نمی رساند تا آنکه مرا به عمق معرفتم بشناسد. هنگامی که مرا به این معرفت شناخت پس به یقین او مومنی ست که خداوند قلب او را برای ایمان امتحان کرده و سینه اش را برای اسلام گشاده ساخته و عارفی روشن بین گردیده است. و کسی که در اینگونه شناخت و معرفت کوتاهی کند و به آن نرسد، در شک و تردید باقی میماند.

ای سلمان و ای جندب عرض کردند بلی امیر المومنین حضرت فرمودند شناختن من به نورانیت در حقیقت معرفت خداوند عزو جل است و معرفت خداوند عزوجل شناختن من به نورانیت است. و این همان دین خالصی است که خداوند سبحان درباره آن فرموده :

"و امر نشدند مگر به اینکه خدا را خالصانه (و در حالی که دین خود را خالص کرده اند عبادت کنند، و از بندگی غیر از او روی بر گردانند) و نماز به پا دارند و زکات بدهند و این است دین راست و استوار."(سوره بینه آیه 5).

خداوند سبحان میفرماید: امر نشدند مگر به توحید و یگانه دانستن خداوند، و توحید خالص نمودن عمل است برای او و "حُنَفاء" در قول خداوند اقرار به نبوت محمد صلی الله علیه و آله است و این دین و آیین یکتا پرستی محمدی است که باز و با وسعت است. (و دچار تنگ نظری نیست.)

 و اینکه فرمود: "نماز به پا دارند" نماز، ولایت من است. پس هر کس ولایت مرا به پا داشت همانا نماز را به پا داشته است، و بر پا داشتن ولایت من سخت و دشوار است و جز فرشته مقرب یا پیامبر مرسل و یا بنده ی مومنی که خداوند قلب او را به ایمان آزموده باشد، کسی آن را تحمل نکرده و طاقت پذیرش آن را نخواهد داشت. پس فرشته زمانی که مقرب نباشد و پیامبر هنگامیکه مرسل نباشد و مومن وقتی که امتحان شده نباشد تحمل آن را نخواهد داشت و آنجا که میفرماید: "زکات بدهند" اقرار به امامان است و این است دین پایدار الهی.

عرض کردم ای امیر مومنان مومن کیست و منتها و مرز ایمان چیست؟ تا آن را بشناسم. حضرتش- که سلام بر او باد- فرمود: ای ابا عبدالله(کنیه سلمان) عرض کردم: بلی ای برادر رسول خدا فرمود: مومن امتحان شده کسی است که در امور ولایت ما هیچ چیزی از او به ما نمی رسد مگر این که سینه اش را برای پذیرفتن آن گشاده می سازد و بدون هیچ گونه شک و تردیدی آن را میپذیرد و کسی که بگوید:"چرا و چگونه؟" به راستی که کافر شده است. پس تسلیم امر خداوند شوید و امر خدا ما هستیم.

ای سلمان و ای جندب، همانا خداوند مرا امین خود بر آفریدگان و جانشین خود در زمین و شهر ها و میان بندگانش قرار داد و آنچه را ستایشگارن در توصیف آن مانده اند و عارفان به آن پی نمیبرند به من ارزانی داشت.

ای اباذر! بدان که من بنده خداوند عز و جل و جانشین او بر بندگانش هستم. ما را پروردگارها و خدایان قرار ندهید و دیگر هر چه میخواهید در فضیلت ما بگویید و بدانید به کُنه و حقیقت و منتهای آنچه در ما وجود دارد نمی رسید. چراکه خداند متعال به ما بزرگتر و عظیم تر از آنچه که خود وصف می نماید و آنچه من توصیف می کنم و یا به دل هر یک از شما خطور می کند عطا نموده است. و وقتی ما اینگونه شناختید مومن هستید.
سلمان گفت: عرض کردم ای برادر رسول خدا آیا کسی که نماز را به پاداشته ولایت شما را به پا داشته است؟ فرمود: آری ای سلمان! شاهد آن و تصدیق این مطلب فرمایش خداوند است که در قرآن عزیز میفرماید " واز صبر و نماز یاری بگیرید و البته نماز بزرگ و سنگین است مگر بر خاشعان(سوره بقره 45). مراد از "صبر" در این آیه شریفه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است و مقصود از " نماز" بر پا داشتن ولایت من است. از این رو خداوند متعال فرموده است: "و انَّها لکبیرۀ" و نفرموده "و انَّهما لکبیرۀ" (هر آینه آن بزرگ و سنگین است و نفرمود هر آینه آن دو بزرگ و سنگین می باشند) زیرا ولایت است که تحمل آن سخت است و فقط خاشعین میتوانند آن را بپذیرند؛ و خاشعان همان شیعیان روشن بین و اهل بصیرت می باشند. پس خداوند اهل ولایت ما را که به نور هدایتم بینا شده اند استثنا نموده است زیرا صاحبان عقیده های انحرافی از قبیل مرجئه و قدریه و خوارج و دیگر ناصبیان(دشمنان اهل بیت) همه به حضرت محمد (ص) اقرار می کنند و در آن اختلاف ندارند و فقط درباره ولایت من است که اختلاف کرده اند، منکر آن شده و رد میکنند به جز عده ی کمی نپذیرفتند که خداوند در کتاب عزیز خود ایشان را وصف فرموده است: "و البته نماز بزرگ و سنگین است مگر بر خاشعان". و خدای تعالی در جای دیگری از کتاب عزیز خویش در مورد نبوت حضرت محمد(ص) و ولایت من می فرماید: "و چه بسا چاه های آب که رها شده و چه قصر های عالی (که بی صاحب مانده اند)" (سوره حج آیه 45).

پس مراد از قصر محمد صلی الله علیه و آله و سلم است و "بئر معطله" (چاه آب معطل) ولایت من است که آن را رها کرده و انکار نمودند. و هر کس که به ولایت من اقرار ننماید اقرار به نبوت حضرت محمد(ص) سودی برایش ندراد، زیرا این دو قرین و همراه یکدیگرند؛ و این بخاطر آن است که نبی اکرم، پیامبر مرسل و هم او امام و پیشوای خلق می باشد و پس او علی امام و پیشوای خلق و جانشین حضرت محمد(ص) است. چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به او فرمود: تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی می باشی جز اینکه پس از من پیامبری نخواهد بود".

ای سلمان! ما سرّ خداوند هستیم که پوشیده و پنهان نمیماند و نور خداییم که خاموش نمیشود و نعمت او هستیم که توان سپاس آن نیست. نخستین ما محمد، میانه ی ما محمد و آخرین ما محمد است. پس هر کس که ما را شناخت،به یقین به کمال دین قیم و استوار الهی رسیده است. چنانکه خدای تعالی می فرماید: " و ذلک دین القَیِّمة" (سوره بینه آیه 5) و به زودی به یاری توفیق الهی این حقیقت را تبین می نمایم...

 

 



برچسب ها : شیعه ,  امیر المومنین (ع) , 

نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت 02:52 | آخرین ویرایش در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 17:03

خدایا تو را شاهد میگیرم، من بیزارم از هر آنکه حتی ذره ای دل نازنین امام را برنجاند

 و پناه میبرم بتو از اینکه از روی علم یا جهل در این دسته قرار گیرم..

معکم، معکم، لا مع غیرکم..



برچسب ها : مرز بندی ,  محبت ,  شیعه ,  امام زمان (عج) , 

نوشته شده در دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 04:13 | آخرین ویرایش در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 17:05

راستش رو بخواید چند وقت پیش در قسمت نظرات یکی از پست ها، یکی از دوستان پیشنهاد دادند تا هرچند وقت یکبار در وبلاگ معرفی کتاب داشته باشیم..... امروز میخوام همینکار رو انجام بدم اما قبلش توضیحاتی رو پیرو صحبت های دیروز حضرت آقا عرض میکنم خدمتتون.

سال گذشته تصمیم گرفتم در دانشگاه، مسابقه کتاب خوانی با موضوعیت "شیعه و سنی" برگزار کنم. همیشه سعی کردم راست بگم اینبار هم همین کار رو میکنم.... تا قبلش همیشه نسبت به برادران اهل سنت یک حس بد یا شایدم نفرت همراه با بغض داشتم اما این حس بدون هیچ دلیلی بود و صرفا به این خاطر که شنیده بودم برادران اهل سنت امام علی رو به عنوان امام بعد از پیامبر قبول ندارند این حس برام ایجاد شده بود.(بقیه متنم رو هم بخونید)

اولش که دانشگاه، اجازه برگزاری چنین مسابقه ای رو نداد! بعد از کلی پیگیری و تضمین دادن برای عدم ایجاد تفرقه و آشوب و.... بالاخره اجازه اش رو گرفتم. حالا باید میرفتم کتاب میخوندم و از بین کتابها، بهترینش رو انتخاب میکردم. بازهم میخوام راستش رو بگم:

خودم هم میترسیدم که اگر یکی از بروبچه های سنی دانشگاه به من گیر بده و سوال پیچم بکنه، چه جوابی باید بهش بدم تا قانع بشه؟! خلاصه کلی استرس داشتم و انصافا کار سخت و ریسک بزرگی بود....

شروع کردم به مطالعه ی کتابهای مختلف و سعی میکردم جملات و روایات مهم رو برای پاسخگو بودن به عزیزان، حفظ کنم! خلاصه اینکه در نهایت، کتاب "آنگاه هدایت شدم" رو با توجه به سادگی و متن جذابی که داشت انتخاب کردم و مسابقه رو برگزار کردم.

قسمت مهم بحثم اینجاست:

بعد از اینکه 2-3 تا کتاب محکم رو مطالعه کردم یعنی درواقع بعد از اینکه علم پیدا کردم و فقط از روی احساس عمل نمیکردم...... تمام اون حس نفرت و بغضی که داشتم تبدیل شد به حس دوستی و دلسوزی و مهربانی..... شاید باورتون نشه ولی بخدا قسم، این حس از نفرت، تبدیل شد به مهربانی و دلسوزی!

اینکه دیروز حضرت آقا، اینقدر تاکید به برادری و مهربانی مسلمانان نسبت به همدیگر داشتند برای همین بود...

یکم اگر مطالعه کنیم و اطلاعاتمون رو بالا ببریم، خیلی از دیدگاه هامون تغییر میکنه...

و اما معرفی کتاب هایی که در زمینه شیعه و سنی بسیار بسیار عالی و تاثیر گذارند:

1-    آنگاه هدایت شدم : با این کتاب شروع کنید، نثری روان و جذاب داره و برای کسانی که اطلاعات کمتری دارند برای شروع بهترین گزینه است. این کتاب نوشته ی دکتر تیجانی هستش که از مذهبی تسنن به تشیع گرویدند.

2-    کتاب النصوص: برای اون دسته از افرادی که دنبال سند روایات میگردند بسیار مناسب هستش چرا که بیش از 500 دلیل و برهان از کتب خود اهل سنت آورده است. نوشته شده توسط احمدرضا آقادادی انتشارات "دلیل ما".

رفقا، التماس میکنم از روی شنیده ها و چیزهایی که مردم کوچه و بازار میگن، قضاوت نکنید.... خواهش میکنم راجع به مبانی دینی مطالعه کنید و دیدتون رو اصلاح کنید، بخدا قسم اگر یکم مطالعه کنیم، محال هستش که بخوایم بحث شیعه و سنی و .... رو راه بندازیم بلکه کاملا به این دیدگاهی که حضرت آقا مد نظرشون هست میرسیم...

اگر الان راجع به دینمون تحقیق نکنیم یقینا در آینده، یا نباید وارد بحث با دیگران بشویم (که با توجه به سیل شبهات وارده این امر محال بنظر میرسد) و یا اینکه در برابر بی استدلالی ما، دینمان را از ما خواهند گرفت...

کاش میشد کمی، فقط کمی بترسیم از اینکه روزی امام زمان ظهور کنند و ما بدلیل بی اطلاعی و جهل، در برابر ایشان بایستیم و ساز جدایی و مخالفت رو کوک کنیم! مگر فکر کرده ایم که اهل کوفه چگونه بوده اند؟ خلقت آنها با ما فرق داشت؟ یا اینکه بدلیل قبول کردن پوسته ی اسلام، بدون تحقیق درباره آن، دشمن خدا توانست دین آنها را تغییر بدهد و آنها را در برابر حجت خدا قرار بدهد....

بخدا میشه مطالعه کرد:

5 کتاب در زمینه شیعه و سنی مطالعه کردم و تمام اونها رو در اتوبوس، قطار، سر کلاس های معارف دانشگاه!!! و حتی شبها یک ساعت قبل از خوابیدنم مطالعه کردم....



برچسب ها : شیعه ,  سنی ,  شیعه و سنی ,  وحدت مسلمانان ,  واعتصموا بحبل الله ,  و لا تفرقوا ,  حضزت آقا , 

نوشته شده در چهارشنبه 11 بهمن 1391 ساعت 23:07 | آخرین ویرایش در چهارشنبه 11 بهمن 1391 ساعت 23:07