تبلیغات
بسیج دانشجویی دانشگاه شهید عباسپور - مطالب یس
درباره

مقام معظم رهبری :
بسیج سیاسی است اما «سیاست زده، سیاسی کار و جناحی» نیست. بسیج مجاهد است اما بی انضباط و افراطی نیست، عمیقاً متدین و متعبد است اما متحجر و خرافی نیست، با بصیرت است اما از خودراضی نیست، اهل جذب حداکثری است اما غیور است و درباره اصول تسامح نمی کند، طرفدار علم است اما علم زده نیست، اخلاق اسلامی دارد اما این اخلاقش ریاکاری نیست، در آباد کردن دنیا فعال است اما خود اهل دنیا نیست.
وصیت نامه شهدا
وصیت شهدا
ابر برچسب ها
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آرشیو مطالب
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
لوگوی دوستان
کاربردی
در طول مدت میهمانی(ماه مبارک رمضان)، تقریبا هر بار که قرآن را باز کردم، این دو مفهوم هم بودند. با هم.

بارِ اوّلی که توجه‌ام را جلب کرد، آیه‌های اوّلِ سوره بقره بود. آن‌جا که خداوند از شیطان می‌خواهد به ما سجده کند. شیطان سرپیچی می‌کند و 

«کٰان منَ الْکافِریٖن»•

پس شیطان، وجود خدا را زیر سؤال نبُرد و کافر شد؟


باورش برایم سنگین بود که قبول کنم «کُفر سرپیچی از فرمان خداست».
نه اعتقاد به نبودنش.

از آن روز، مرزِ باریکِ ایمان و کُفر دغدغه روزهای میهمانی‌ شد.

دیشب دیدم تلاش می‌کنم تا از لحظه‌های این ضیافت بهره ببرم و هر لحظه ‌اگر در خدمتِ میزبان نیستم حداقل به یادش باشم.

فکری آمد به سرم که «بعد از میهمانی چطور»؟

اگر در خدمتِ خدا نیستم، پس چه چیزی به لحظه‌هایم رنگِ مفید بودن می‌دهد؟

معنای کُفر یک دفعه از زیرِ یک «منِ» بزرگ سَر زد بیرون.



حواسمان باشد «مؤمن» که شدیم، پشتِ سرش بلافاصله «کافر» شویم به هر چیزی که غیر خداست.

پ. ن. 
به قلم یکی از دوستان


نوشته شده در سه شنبه 7 خرداد 1398 ساعت 01:25 | آخرین ویرایش در چهارشنبه 8 خرداد 1398 ساعت 19:41

بسم الله الرحمن الرحیم
اینجا حوالی نیمه های اردیبهشت است.
راه که میروم، گله به گله آبشار طلایی ها محسورم می‌کند یا بوی اقاقیا و یاس مستم. می ایستم و چند نفس عمیق میکشم تا منشا بو را پیدا کنم.. گاهی موفق میشوم و درختهاشان چشم نوازی میکند گاهی هم قایم شده اند جایی و فقط بویشان می آید.

بوی های خوبی می‌آید. نمی‌خواهم بگویم بوهای دیگری نیست و نمی‌خواهم غیر واقعی بنویسم. مثلا همین دیروز که عطر یاس ب مشامم خورد، ایستادم و نفسی عمیق کشیدم بوی یاس اول کار بود بعد بوی تند زباله های گندیده آمد بعد هم دود و آلودگی شدید ناشی از ماشین ها.. دقت نکرده بودم که کنار سطل زباله ایستاده ام و درست لب خیابان پرتردد و شلوغ..
آدم باید حواسش باشد کجا می ایستد و کجا نفس عمیق می‌کشد..

بوهای خوبی می آید. یکی از آنهایی که در طول سال نماز نمی‌خواند علی رغم تمسخر اطرافیان نزدیک، و داشتن کم خونی شدید وطبیعتا بی‌حالی بیش از حد در طول روز می‌خواهد روزه بگیرد. ناخن های کاشته شده اش را ریمو کرده و با هم مرور میکنیم  چه بخوریم تا کمتر تشنه و گرسنه  شویم؟

دیگری این ماه را برای نماز و روزه مقید شده.

یکی قصد دارد کمتر فیلم ببیند و دیگری می‌خواهد بیشتر قرآن بخواند و تفکر کند.

فرصتی شده تا هر کسی کمی مکث کند، ببیند کجای کار است؟ چه راهی آمده و چه راهی باید برود..
فرصتی پیش آمده تا حلالیت بطلبیم و حواسمان ب آنهایی باشد که ممکن است در طول سال، ماه ها و روزهای زیادی گشنگی و تشنگی های این روزهایمان را تجربه کنند.
جدای از اینها، من، به عنوان یک انسان، که لحظه به لحظه محتاج نظر لطف خدایم، چقدر برای حرفش احترام قائلم؟ چقدر حاضرم بخاطر او پا روی دلم بگذارم و سختی بکشم؟ او که هر بار و در هر موقعیتی خواندمش جوابم داد، مرا خوانده بر سر خوان کَرَمَش. منتها با تمرین چشم پوشی از ظواهر.. امساکِ چندساعته حداقل از خوردن و آشامیدن و در عوض باز کردن دربهای معنوی اش به رویم.. تمرینِ دیدنِِ چیزهایی که چشم عقل و دل بیشتر نیاز دارد تا چشم سر.
.
خلاصه اینها بوهای خوبی است هر چند آدم باید دقت کند کجا ایستاده است و بوهای بد همه جا ممکن است بیاید..

اینجا حوالی نیمه های اردیبهشت است، بوهای خوبی می آید.. نمی‌خواهم بگویم همه بوها مطلوبند اما من این ماه و این فصل و این روزها را بسیار دوست میدارم..

ماه خوب مهمانی خدا در اردیبهشت..
تمرینی برای بهتر بودن در ماهی مانند بهشت..
لااقل در یک ماه از کل سال.. 



نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398 ساعت 01:04 | آخرین ویرایش در چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398 ساعت 01:36

بسم الله الرحمن الرحیم
.
تقریبا روزی چند بار از خودم میپرسم باورها و اعتقاداتم و به طور مشخص تر دینی که دارم به چه دردم میخوره؟ کجاها برام کارآمده؟...
.
این سیلاب سوالات هر چندوقت یه بار منو غرق میکنه و بعد چند وقتی هوا نسبتا آفتابی و خوب میشه و دوباره از نو.. خوبی مکتوب کردن جوابهایی که بنظرم میاد درسته اینه که اگر طوفانی بپاشد، مدیریت بحران درونم آماده ب کار باشه و  هر از چند گاهی یک بار هم آپدیت بشه..
.
خب الان که برای چند دهمین بار دچار سیلاب شده ام و چند ساعتی هست که دارم آوار برداری میکنم در مقام جمع بندی به این نتیجه رسیدم که:
.
۱.قوی تر کردن و استقامت در برابر مشکلات.. اینکه بالاخره دیر یا زود "این نیز بگذرد" و اونچیزی که میمونه تجربه ایه که بدست آوردی و باهاش کوله بارت رو پر میکنی
.
۲.پایبندی اخلاقی میاره. اینکه در هر حال و شرایطی خدا رو حاضر وناظر میبینی و میدونی طرف حسابت خداست و از دلت و افعالت خبر داره.. یک کنترلگر درونی.. خودت مواظبی کج نری..
.
۳.امید، آینده نگری، تصمیمات پخته و برای دراز مدت گرفتن هم از تبعات باور به جهان آخرته.. بعضی وقتا که به ناپایداری و بی‌وفایی دنیا فکر میکنم و اینکه بالاخره یه روزی باید بذارمش و برم، عمیقا ازش بدم میاد و متنفر میشم.. این همه زحمتی که براش کشیدم باید رها کنم برم؟؟؟ پس سعی و تلاشم رو جایی هزینه و سرمایه گذاری میکنم که دوامش بیشتره و پایدارتره. چشم پوشی از کارها و تصمیماتی که ظاهر خیلی زیبا و آراسته ای دارن اما پوچ اند..
.
۴.آرامش و اینکه دلت به خدا قرصه... إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَ یَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنینَ.. این آیه مال وقتیه که حضرت یوسف عزیز مصر شدن و حالا دارن خودشونو به برادرانشون معرفی میکنن.. بعد از تحمل این هممممممه سختی.. درد فراق و در چاه گرفتار شدن و یتیم بزرگ شدن و به زندان افتادن تاا بالاخره عزیز مصر شدن.. راهی دشوار طی شده ولی بالاخره جواب داده.. دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره.. ترجمه آیه: بدرستی که هر کس پرهیزگاری و صبر (واستقامت) پیشه کند، پس قطعا خدا اجر نیکوکاران را ضایع  نمی‌نماید.
.
۵.از اخلاقیات که دیگه نگم براتون اوووه
این همه سفارش به مهربانی و بخشندگی و رعایت حقوق طرف مقابل و همسایه و حتی توجه به محیط زیست و حیوانات و... که اگر یکی به درصد کمی از این سفارش ها هم عمل کنه همممههه عاشقش میشن. چند نمونه:
-چیزی که برای خودت نمیپسندی برای دیگران هم نپسند
-در برخورد با مؤمنین گذشت و فداکاری و در برخورد با دشمنان عدالت و انصاف
.
۶.دیدش بازه و اجباری نیست.. میگه برو بشنو، بخون، ببین، تحقیقاتت رو انجام بده بعد اگر خواستی بپذیر.. تازه نیاز نیست به بیرون وابسته باشی.. بشین فکر کن، چیزی هست درون همه آدمها که مشترکه. شاقول دلمونه. خودمون میفهمم چی درسته چی نیست.. یه رهبر درونی داریم که باعث میشه خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنم به هم شبیهمون کنه. در نتیجه عادت همیشگی به سنجیدن و تفکر کردن، دید باز، اینکه برای هر چیزی که بهش باور دارم یا هر کاری که دارم میکنم دلیل داشته باشم و همچنین چیزی رو بدون منطق و استدلال نپذیرم هم سرلوحه زندگیم شده و خیلی جاها کمکم کرده..

.
شاید بعدها بند هایی به این لیست اضافه شد..
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا



برچسب ها : تفکر , 

نوشته شده در جمعه 16 فروردین 1398 ساعت 17:23 | آخرین ویرایش در جمعه 16 فروردین 1398 ساعت 17:26

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از نامهای امام مهدی روحی فداه که در صحیفه حضرت زهرا سلام الله علیها آورده شده "رحمت للعالمین" هست. هم لقب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم :) نه فقط برای مومنین و شیعه و نه فقط برای جن و انس. برای همممههه.. کل موجودات در سراسر عوالم..

خدای مهربانم لطفا ظهور مهربان پدرمان را برسان.

رحمت للعالمین 



برچسب ها : امام زمان (عج) , 

نوشته شده در یکشنبه 19 فروردین 1397 ساعت 16:06 | آخرین ویرایش در یکشنبه 19 فروردین 1397 ساعت 16:20

بسم الله الرحمن الرحیم

و اوست که باران را پس از ناامیدی فرو میفرستد

خیلی هامون سال 96 رو با این امید شروع کردیم که دیگه امسال سال ظهور مهربان پدر عوالم هستی باشه و تنها دعای قلبی و واقعیمون این بود که دست پدرانه شان بر سر ما یتیمان بروز پیدا کنه..

و بابا مهدی جان ، این یتیمی ای نیست که درد بی درمان باشه. درد هست اما درمانش شما هستید و خواهید بود و هیچکس جز شما آنطور که باید پدر خلق نیست و بهار خلق هم با این گذر ایام میسر نشود مگر به ظهور سبزتان..

 شما همانی هستید که خورشید هر روز به شوق دیدارتان طلوع میکند و هر سبزه وشکوفه ای به عشق شما و با دست ولاییتان سر از خاک بیرون می آورد..

امروز بیست و یکم اسفند بود ولی ما هنوز امیدواریم..

امسال هنوز تموم نشده...

و خدایا خودت فرمودی لاتقنطوا من رحمت الله 

از رحمت خدا ناامید نشوید

 

و باز خود گفتی و اسئلوا الله من فضله .

از فضل خدا درخواست کنید

 

و باز فرمودی و اوست که باران را پس از  ناامیدی فرو می فرستد و رحمت خود را می گسترد ، و اوست سرپرست و دوست و یاور ستوده..

 

الهنا و سیدنا و مولانا بر ما ببار باران بهاری را که باران و مایه ی زندگانی ولی توست..

 

ارحم من راس ماله الرجا

بر کسی که بزرگترین سرمایه اش امید است رحم کن..

 

 

تکیه بر کعبه بزن سر بده آوای ظهور..

 باران تویی به خاک من بزن..

 

اللهم عجل لولیک الفرج

و چه کسی جز گمراهان از رحمت خدا ناامید میشود؟

 



برچسب ها : امام زمان (عج) ,  باران رحمت ,  بهار ,  بهار خلق ,  دعا ,  امید , 

نوشته شده در دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت 19:00 | آخرین ویرایش در دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت 19:40

بسم الله الرحمن الرحیم

درود و سلام.

امشب به لطف آقا جانمون امام زمان ارواحنا فداه، به صورت مجازی با دو برادر از دل کالیفرنیا آشنا شدم. تک تک جملاتشون برام درس بود و خدا رو شکر یه عالمه نکته مثبت ازشون یاد گرفتم.

جذاب ترین قسمتش برام این بود که بچه ها 3م دبیرستان و پیش دانشگاهی رو خودشون تو خونه مطالعه کرده بودن و به دلیل ناسالم بودن محیط، تصمیم میگیرن نرن دانشگاه. برادر بزرگتر میگه:

ولی این خواست من بود. نمیخواستم خواست "من" باشه. میخواستم بدونم خواسته ی ""آقا"" چیه؟

متوسل میشه به آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و آقا راهی رو که به صلاحش بوده جلو پاش میگذارن...

اسلام تسلیم است و التسلیم هو الیقین و از تسلیم آدم به یقین میرسه.

خلاصه که خدا جون ما نقطه تسلیمیم. لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی؛ که تو بهترین کسی هستی که به وی اعتماد میشود، میداند و میتواند..

دیگه بیشتر از این نگم. بفرمایید خودتون تماشا کنید. شیرینه و پر از نور.  نوش جونتون :)




برچسب ها : امام زمان (عج) ,  شیعه ,  تسلیم , 

نوشته شده در یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 01:56 | آخرین ویرایش در یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 02:50

بسم الله الرحمن الرحیم

در روایتی تکان دهنده از امام کاظم (علیه السلام) نقل شده که می فرمایند: «اگر شیعیانم را زیر و رو کنم، جز ادعا، چیز دیگری ندارند!

و اگر آنان را آزمایش کنم سر از ارتداد (کُفر) در آورند! اگر ایشان را تصفیه نمایم از هزار نفر جز یک نفر خالص و بی غش نباشد!

و اگر غربالشان کنم؛ با من جز خواص و نزدیکانم نمانند!

فراوانند افرادی که بر پشتی ها تکیه می زنند و می گویند: “ما شیعه علی هستیم” شیعه علی کسی است که کردار و رفتارش [بر شیعه بودن] گواهی بدهد»

 

کافی؛ ج۸ ص۲۲۸

 

خدایا! خودت درستمون کن که یار محبوبت بشیم... و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.




برچسب ها : امام زمان (عج) ,  شیعه ,  امیر المومنین (ع) , 

نوشته شده در پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت 01:59 | آخرین ویرایش در پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت 02:50


بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب،

که باغ‌ها همه بیدار و بارور گردند.

بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید

به آشیانۀ خونین دوباره برگردند.

 

بخوان به نام گل سرخ، در رواق سکوت

که موج و اوجِ طنینش ز دشت‌ها گذرد؛

پیام روشنِ باران،

زبام نیلی شب،

که رهگذار نسیمش به هر کرانه برد.

  

ز خشکسال چه ترسی؟ ـ که سد، بسی بستند:

نه در برابر آب،

که در برابر نور

و در برابر آواز و در برابر شور...

 

در این زمانۀ عسرت،

به شاعران زمان برگ رخصتی دادند

که از معاشقۀ سرو و قمری و لاله

سرودها بسرایند ژرف تر از خواب،

زلال تر از آب.

  

تو خامشی، که بخواند؟

تو می روی، که بماند؟

که بر نهالک بی‌برگ ما ترانه بخواند؟

 

از این گریوه به دور،

در آن کرانه، ببین:

بهار آمده، از سیم خادار گذشته.

حریق شعلۀ گوگردی بنفشه چه زیباست!

 

هزار آینه جاری ست.

هزار آینه

اینک

به همسرایی قلب تو می‌تپد با شوق.

زمین تهی‌ست ز رندان؛

همین تویی تنها

که عاشقانه‌ترین نغمه را دوباره بخوانی.

بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان:

«حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی».


گل سرخ

شفیعی کدکنی



برچسب ها : امام زمان (عج) ,  محبت ,  انتظار ,  منتظر ,  ظهور , 

نوشته شده در شنبه 9 دی 1396 ساعت 18:57 | آخرین ویرایش در شنبه 9 دی 1396 ساعت 19:26
سر بازار مصـر ، پیـری با کلافـی از نـخ برای خریـد یوسف انتظــار می کشید. به او گفتند با قیمتی که پادشـاه مصـر پیشنهـاد کـرده است یوسف را به تو نخواهند داد گفت : میدانـم ولی میخواهم به عدد مشتریان یوسف بیفزایم !


رفیق! داستان من و تو هم همینه ها...
منتها اونا کریمند..


برچسب ها : امام زمان (عج) ,  محبت ,  اخلاص , 

نوشته شده در پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت 19:00 | آخرین ویرایش در چهارشنبه 6 دی 1396 ساعت 02:09

از ازل آب و گلم گفت : که من کوثری ام

فاطمی دین و حسینی ، حسنی ، حیدری ام

همه ی دلخوشی ام ای گل زهرا  این است

که خوش اقبال از این مرحمت داوری ام

سر در قصر بهشتی دلم بنوشتند

که مسلمان مرام حسن عسکری ام

چه کسی مثل من دل شده دلبر دارد ؟

چه کسی مثل تو ای دوست کند دلبری ام ؟

من که مجنونم و آشفته ، تورا می خوانم

سربازار غمت ، یوسف من ، مشتری ام

به همه نسل بنی فاطمه سوگند که من

تا صف حشر بگویم که علی اکبری ام

آری آری بخدا کف زدن اینجاست حلال

که حسن داده مرا وعده دیدار و وصال

آسمان مهر وتولای تو داردآقا

عرش درسینه تمنای تو دارد آقا

حور و قلمان بهشت اند گدای نفست

باغ رضوان سر سودای تو دارد آقا

از شعاع افق چشم تو بالاتر چیست؟

ماه سودای قدم های تو دارد آقا

هل اتی آید و آقایی تو می خواند

جبرئیل آیت غرای تو دارد آقا

عرصه محشر وآغاز شفاعت از توست

عالمی حسرت فردای تو دارد آقا

گوشه صحن وسرایت ، حرم آل عباست

خاک سرداب گل پای تو دارد آقا

زیر پایت نظر افکن که تماشا دارد

دل آواره به خاک قدمت جا دارد

وای اگر جلوه کنی !   جلوه نکرده این است

هرچه خون است به پای علمت می ریزد

بی تو خورشید خریدار ندارد یعنی

هرچه نور است ز عرش حرمت می ریزد

عمر نوح ای همه ی روح ،  تو را لازم نیست

کشتی نوح از این عمر کمت می ریزد

از دل خسته خداوند نگیرد غم تو

که سرور از دل دریای غمت می ریزد

دست خالی نرود هیچکس از درگه تو

از تهیدستی سائل درمت می ریزد

تو ابالمهدی زهرایی و دوم حسنی

مجتبای دگر فاطمه ،  آقای منی

تاکه من چون حسن عسکری آقا دارم

ز عیار گل دلبر دل زیبا دارم

زندگی زیر لوایش چه صفایی دارد !

روزگار خوشی از این قد و بالا دارم

با محبت تر از این جمله ندارم در دل

که به بالای سرم مثل تو بابا دارم

به وجود تو امام حسن عسکری  است

که به کنعان دلم یوسف زهرا  دارم

ای بنازم به مقامت که امانت داری

من امان نامه ز امضای تولا دارم

حاجت روی جگر گوشه تو ما را کشت

ای بسا دست توسل به تو مولا دارم

مادرت منتظر آمدن مهدی  توست

صبح میلاد تو هنگامه هم عهدی توست

سامرا خاک گل ماست خدا می داند

خاک من از گل مولاست خدا می داند

نظر از سامره بردار دلم را بنگر

حرم عسکری اینجاست خدا می داند

نه من از کوی تو دورم به همین منزل چند

بعد منزل نه به اینهاست خدا می داند

حج تویی کعبه تویی در دل من خانه توست

طوف کوی تو مهیاست خدا می داند

حرم و گنبد و گلدسته تو در عرش است

عرش زوار دل ماست خدا می داند

طلب و دعوت و همت همگی نزد شماست

ورنه دل قافله پیماست خدا می داند

بین مانیست کمی فاصله یابن الهادی

جز من و گرد همین قافله یابن الهادی

                             سروده : محمود ژولیده 

 



برچسب ها : امام حسن عسکری (ع) , 

نوشته شده در چهارشنبه 6 دی 1396 ساعت 00:53 | آخرین ویرایش در پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت 05:16

بسم الله الرحم الرحیم

آقا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

قسم به آن كه معبودی جز او نیست به هیچ مومنی خیر دنیا و آخرت داده نشد مگر به سبب

حسن ظن و امید او به خداوند و خوش خلق بودنش و خودداری از غیبت مومنان.

قسم به آن كه جز او معبودی نیست هیچ مومنی پس از توبه و استغفار عذاب نشد، مگر به سبب سوءظن او به خداوند و كوتاهی در امید بستن به خدا و بدخلقی و غیبت مومنان.

قسم به آن كه جز او معبودی نیست، گمان هیچ بنده مومنی به خداوند نیكو نشود مگر آن كه خداوند همراه گمان بنده مومن خود باشد همان طور با او رفتار كند كه گمان او بوده است. زیرا خداوند كریم است و نیكی ها به دست اوست و حیا می كند از این كه بنده مومنش به او گمان نیك برد و او خلاف گمان او و امید بنده با او رفتار كند. سپس فرمود:

 فاحسنوا باللَّه الظن و ارغبوا الیه؛ (1)

پس به خدا خوش گمان باشید و به سوی او راغب شوید.

 حسن ظن و امید به خدا

(1) الكافی، ج 2، ص72

پ.ن

رزق نیمه شبی :). برای مشاهده تصویر، بازش کنید. :)



برچسب ها : محبت ,  گمان نیکو ,  خوش گمانی ,  امید , 

نوشته شده در چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت 01:19 | آخرین ویرایش در چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت 01:34


تعداد صفحات : 22

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |