تبلیغات
بسیج دانشجویی دانشگاه شهید عباسپور - مطالب دی 1396
درباره

مقام معظم رهبری :
بسیج سیاسی است اما «سیاست زده، سیاسی کار و جناحی» نیست. بسیج مجاهد است اما بی انضباط و افراطی نیست، عمیقاً متدین و متعبد است اما متحجر و خرافی نیست، با بصیرت است اما از خودراضی نیست، اهل جذب حداکثری است اما غیور است و درباره اصول تسامح نمی کند، طرفدار علم است اما علم زده نیست، اخلاق اسلامی دارد اما این اخلاقش ریاکاری نیست، در آباد کردن دنیا فعال است اما خود اهل دنیا نیست.
وصیت نامه شهدا
وصیت شهدا
ابر برچسب ها
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آرشیو مطالب
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
لوگوی دوستان
کاربردی

بسم الله الرحمن الرحیم

در روایتی تکان دهنده از امام کاظم (علیه السلام) نقل شده که می فرمایند: «اگر شیعیانم را زیر و رو کنم، جز ادعا، چیز دیگری ندارند!

و اگر آنان را آزمایش کنم سر از ارتداد (کُفر) در آورند! اگر ایشان را تصفیه نمایم از هزار نفر جز یک نفر خالص و بی غش نباشد!

و اگر غربالشان کنم؛ با من جز خواص و نزدیکانم نمانند!

فراوانند افرادی که بر پشتی ها تکیه می زنند و می گویند: “ما شیعه علی هستیم” شیعه علی کسی است که کردار و رفتارش [بر شیعه بودن] گواهی بدهد»

 

کافی؛ ج۸ ص۲۲۸

 

خدایا! خودت درستمون کن که یار محبوبت بشیم... و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.




برچسب ها : امام زمان (عج) ,  شیعه ,  امیر المومنین (ع) , 

نوشته شده در پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت 01:59 | آخرین ویرایش در پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت 02:50


بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب،

که باغ‌ها همه بیدار و بارور گردند.

بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید

به آشیانۀ خونین دوباره برگردند.

 

بخوان به نام گل سرخ، در رواق سکوت

که موج و اوجِ طنینش ز دشت‌ها گذرد؛

پیام روشنِ باران،

زبام نیلی شب،

که رهگذار نسیمش به هر کرانه برد.

  

ز خشکسال چه ترسی؟ ـ که سد، بسی بستند:

نه در برابر آب،

که در برابر نور

و در برابر آواز و در برابر شور...

 

در این زمانۀ عسرت،

به شاعران زمان برگ رخصتی دادند

که از معاشقۀ سرو و قمری و لاله

سرودها بسرایند ژرف تر از خواب،

زلال تر از آب.

  

تو خامشی، که بخواند؟

تو می روی، که بماند؟

که بر نهالک بی‌برگ ما ترانه بخواند؟

 

از این گریوه به دور،

در آن کرانه، ببین:

بهار آمده، از سیم خادار گذشته.

حریق شعلۀ گوگردی بنفشه چه زیباست!

 

هزار آینه جاری ست.

هزار آینه

اینک

به همسرایی قلب تو می‌تپد با شوق.

زمین تهی‌ست ز رندان؛

همین تویی تنها

که عاشقانه‌ترین نغمه را دوباره بخوانی.

بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان:

«حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی».


گل سرخ

شفیعی کدکنی



برچسب ها : امام زمان (عج) ,  محبت ,  انتظار ,  منتظر ,  ظهور , 

نوشته شده در شنبه 9 دی 1396 ساعت 18:57 | آخرین ویرایش در شنبه 9 دی 1396 ساعت 19:26
سر بازار مصـر ، پیـری با کلافـی از نـخ برای خریـد یوسف انتظــار می کشید. به او گفتند با قیمتی که پادشـاه مصـر پیشنهـاد کـرده است یوسف را به تو نخواهند داد گفت : میدانـم ولی میخواهم به عدد مشتریان یوسف بیفزایم !


رفیق! داستان من و تو هم همینه ها...
منتها اونا کریمند..


برچسب ها : امام زمان (عج) ,  محبت ,  اخلاص , 

نوشته شده در پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت 19:00 | آخرین ویرایش در چهارشنبه 6 دی 1396 ساعت 02:09

از ازل آب و گلم گفت : که من کوثری ام

فاطمی دین و حسینی ، حسنی ، حیدری ام

همه ی دلخوشی ام ای گل زهرا  این است

که خوش اقبال از این مرحمت داوری ام

سر در قصر بهشتی دلم بنوشتند

که مسلمان مرام حسن عسکری ام

چه کسی مثل من دل شده دلبر دارد ؟

چه کسی مثل تو ای دوست کند دلبری ام ؟

من که مجنونم و آشفته ، تورا می خوانم

سربازار غمت ، یوسف من ، مشتری ام

به همه نسل بنی فاطمه سوگند که من

تا صف حشر بگویم که علی اکبری ام

آری آری بخدا کف زدن اینجاست حلال

که حسن داده مرا وعده دیدار و وصال

آسمان مهر وتولای تو داردآقا

عرش درسینه تمنای تو دارد آقا

حور و قلمان بهشت اند گدای نفست

باغ رضوان سر سودای تو دارد آقا

از شعاع افق چشم تو بالاتر چیست؟

ماه سودای قدم های تو دارد آقا

هل اتی آید و آقایی تو می خواند

جبرئیل آیت غرای تو دارد آقا

عرصه محشر وآغاز شفاعت از توست

عالمی حسرت فردای تو دارد آقا

گوشه صحن وسرایت ، حرم آل عباست

خاک سرداب گل پای تو دارد آقا

زیر پایت نظر افکن که تماشا دارد

دل آواره به خاک قدمت جا دارد

وای اگر جلوه کنی !   جلوه نکرده این است

هرچه خون است به پای علمت می ریزد

بی تو خورشید خریدار ندارد یعنی

هرچه نور است ز عرش حرمت می ریزد

عمر نوح ای همه ی روح ،  تو را لازم نیست

کشتی نوح از این عمر کمت می ریزد

از دل خسته خداوند نگیرد غم تو

که سرور از دل دریای غمت می ریزد

دست خالی نرود هیچکس از درگه تو

از تهیدستی سائل درمت می ریزد

تو ابالمهدی زهرایی و دوم حسنی

مجتبای دگر فاطمه ،  آقای منی

تاکه من چون حسن عسکری آقا دارم

ز عیار گل دلبر دل زیبا دارم

زندگی زیر لوایش چه صفایی دارد !

روزگار خوشی از این قد و بالا دارم

با محبت تر از این جمله ندارم در دل

که به بالای سرم مثل تو بابا دارم

به وجود تو امام حسن عسکری  است

که به کنعان دلم یوسف زهرا  دارم

ای بنازم به مقامت که امانت داری

من امان نامه ز امضای تولا دارم

حاجت روی جگر گوشه تو ما را کشت

ای بسا دست توسل به تو مولا دارم

مادرت منتظر آمدن مهدی  توست

صبح میلاد تو هنگامه هم عهدی توست

سامرا خاک گل ماست خدا می داند

خاک من از گل مولاست خدا می داند

نظر از سامره بردار دلم را بنگر

حرم عسکری اینجاست خدا می داند

نه من از کوی تو دورم به همین منزل چند

بعد منزل نه به اینهاست خدا می داند

حج تویی کعبه تویی در دل من خانه توست

طوف کوی تو مهیاست خدا می داند

حرم و گنبد و گلدسته تو در عرش است

عرش زوار دل ماست خدا می داند

طلب و دعوت و همت همگی نزد شماست

ورنه دل قافله پیماست خدا می داند

بین مانیست کمی فاصله یابن الهادی

جز من و گرد همین قافله یابن الهادی

                             سروده : محمود ژولیده 

 



برچسب ها : امام حسن عسکری (ع) , 

نوشته شده در چهارشنبه 6 دی 1396 ساعت 00:53 | آخرین ویرایش در پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت 05:16