بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

دیشب سر یه قضیه ای عمیقا ترسیدم از اینکه اذن دخول به محرم مهدوی رو ندن و اونطور که باید نتونم بهره برداری کنم.. چون تا وقتی خدا یه چیزی رو به کسی نداده، قاعدتا ازش انتظاری هم نداره... وقتی ازش میخوای و از بس کریمه میده، این دیگه تو هستی که باید با تمام وجود نشون بدی حاضری برای حفاظت از گنج ارزشمندی که بهت از روی لطف دادن هرچی داری هزینه کنی.. راه پیمودن سیر بسمت خدا شوخی که نیست.. خدا نعمت رو میده، اگر لیاقت نگهداری ازش رو نداشته باشی میگیره[1].دقیقا مثل گنجینه های الهی.. خدا تمام نعمتش رو با فرستادن پیامبر اکرم، امیر المومنین، حضرت زهرا و.. تک تک امامان بر ما کامل کرد.. نه یک بار، نه دو بار، 13 بار بشر مردود شد در پاسداری از گنجینه الهی.. خدا بقیة الله رو نگه داشت برای مردمی کهبفهمن امام کیه؟ قدرشو بدونن، و ثابت کنن که میخوانش، حاضر باشن براش هر چی دارن رو هزینه کنن... بابا بخدا درده خلق رو دیدن و وجه الله رو ندیدن.. اونم چه کسی؟.. کسی که محبتش بما، از خودمون نسبت به خودمون بیشتره.. از عزیز ترین افرادمون نسبت بما دلسوزتره و مهربون تر.. پدر، مادر، دوست، خواهر و بردار، محبت هیییچ کدوم به گرد پای عشق امام نمیرسه..

 

داستان علی ابن مهزیار رو که حتما شنیدین؟ 20 سال میره حج تمتع به امید دیدن آقا.. اونطور که میخواسته موفق نمیشه و تصمیم میگیره دیگه نره که بهش میرسونن اینبار به مقصودت میرسی، بیا... میره.. در موقفی پیک امام میاد سراغش و میگه دنبال چی میگردی؟

-        امامِ محجوب از عالم..

قاصد گفت: پاسخ اشتباهى دادى؛ چه كسى مى‏گه كه حضرت محجوب از عالم است؟ بلكه این اعمال بد شما او را محجوب كرده است. «و ما هو المحجوبُ عن العالم و لكن حَجَبه سوءُ اعمالِكم»؛ (بمیرم آقا جانم که شما چه میکشید از دست ما..)

خلاصه پیک امام با علی ابن مهزیار هماهنگ میکنه و  راه میفتن... وقتی میرسن یه جایی که باید ادامه راه رو پیاده برن، علی میگه پس شترمو چیکار کنم؟؟   |:

یعنی هنوز اونقدر انقطاع پیدا نکرده بوده که با سر بره هر جا امامش بود.. بدون فکر کردن به چیزی... البته خدا خیلی رحمش کرده که راهش دادن..  وگرنه مثل مرد صابونی باید امام ندیده برمیگشت...

وقتی دیدار مهیا میشه، امام زمان (روحی فداه) به علی ابن مهزیار فرمودن:

«من شبانه روز چشم به راه تو بودم؛ چرا دیر پیش ما آمدی؟»[2]

یعنی امام قربونشون برم مشتاق ترن از خود ما به رشد و وصل و کمالمون.. ماها فقط باید راست بگیم (باید از خودشون ملتمسانه بخوایم ما رو طوری پرورش بدن که یارشون باشیم. از اون یارهای خاص...). از اینجا ببعد تازه اوج داستان شروع میشه امام دلایل تاخیر علی ابن مهزیار رو بهش میگن.. و یسری از وقایع ظهور.. یک جا میفرمایند من «آن دو نفر» رو با یدن تازه از قبر بیرون میارم و مردم به وسیله آن دو آزمایش میشن.. آزمایشی سخت تر از آزمایش اول..  در آن روز بر روی زمین کسی باقی نمی‌ماند جز مؤمنی که قلبش خالص به ایمان باشد.

همه این حرفها رو زدم تا به اینجا برسیم. قلب نمیتونه جای دو تا محبت متضاد باشه.. وجود ما باید خالصِ خالص بشه در خدا دوستی.. اون کسی رو که خدا دوست داره ما دوست داریم، کسی که با خدا دشمنه، به هیچ عنوان در قلب ما جایی نداره...

یه مثال مادی بزنم: فرض کنین یک نفر مادر شما رو بطرز وحشتناکی آزار بده (مثلا بهش سیلی بزنه یا استخوانشو خورد کنه یا به خونه ش حمله کنه و ... بقیه شو نگم بهتره..). آیا میتونین دشمن مادرتون رو دوست داشته باشید؟ (خواهش میکنم واقعا یک دقیقه تصور کنین ببینید حستون چیه نسبت به اون فرد؟)

.

.

.

میشه تحملش کرد؟

پیشنهاد من برای اجازه ورود به حریم محرم، شروع زیارت عاشوراست. از امروز تا حداقل اربعین. از جمله کارهایی که این زیارت میکنه، خالص سازی محبت هست برای امام. روزانه فقط و فقط 5 دقیقه وقت بگذارید تا خودتون اثرشو ببینین. یعضی از راه ها گفتنی نیست؛ رفتنیه...

سفرتون بی خطر مسافرهای الهی.

یا علی.

 

[1] آیه 53 سوره انفال (ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی‏ قَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ)

این، بخاطر آن است که خداوند، هیچ نعمتی را که به گروهی داده، تغییر نمی‏دهد جز آنکه آنها خودشان را تغییر دهند و خداوند، شنوا و داناست!

[2] دلائل الامامه ص541. داستان مفصل تر رو میتونین در اینجا مطالعه بفرمایید. 0البته کامل نیست.)

 



برچسب ها : محرم ,  شیعه ,  اخلاص ,  زیارت عاشورا ,  امام زمان (عج) ,  امام حسین (ع) , 

نوشته شده در یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 05:04 | آخرین ویرایش در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 16:56