بسم الله الرحمن الرحیم 

سلام 

حکایت ما، از خیلی جهات میتونه شبیه خیلی ها باشه..

نمونه ش، اویس قرن.. ندیده عاشق شد، پیامبر او را برادر خواند..

 

دنبال اطاعت امر بود و پایبندی به آنچه واقعا رسول الله رو شاد میکرد.. نه دنبال هوس و خواسته ی دلش.. شاید اگر بیشتر میموند روی ماهشون رو میدید، اما بقول معروف او پیامبر رو برای "اطاعت" میخواست ته برای خودش.. نه برای ""دلش""..

 

 

در نگاهی دیگر حالمون مثال بند بازی ست که تمرکزش فقط و فقط روی لحظه ی فعلی ست ولاغیر.. اگر به پشت سرش نگاه بکنه، "مغرور" میشه که اوففف من چققققققددددددررررر راه اومدم.. اگر محو جلوش بشه، "نا امیدی و ترس" برش میداره که ااااااا چقققددددررر دیگه راه مونده تا من برسم..

ولی آن به آن با تمام وجودش باید مراقب ""الآن"" باشه که ""سقوط "" نکنه.

منظورم ارزیابی نکردن مسیر و نگاه رو به جلو نداشتن نیست.. محو شدن و تمرکز نابجا داشتن روش اشتباهه..

بین خودم و خیلی از دوستام، حالت ناامیدی و ترس از آینده رو دیدم .. بارها یه حسی بهم گفته حالا که چی؟ فکر میکنی چقدر تا ظهور مونده؟ نزدیکه؟ دوره؟ تو بالاخره امامت رو امروز میبینی یا فردا؟ در جوانی یا پیری یا...

به جرات میتونم قسم بخورم که این افکار، دستگیره های شیطانه برای وایسوندن یا لااقل کند کردن پیشروی ما بسمت امام..

در صورتی ک اینها اصلا و ابدا جزو وطایف منتظر نیست.. ماها کار میکنبم، نتیجه با خداست.. ما باید "ظرف امروز" روحمون رو پر کنیم..

انتظار یه حالت عجیبیه.. برای همین هم میگن عاشق پروره. کافیه به دعاهایی که از معصوم در انتظار امام به ما رسیده نگاهی بندازیم. در عین تشنگی و عطش، ناامید نیستی که هیچ کلی هم امید داری، خسته نمیشی، میدونی تلاشهات فایده داره.. چه با دو تا چشم خودت ببینی، چه نبینی.. برای همین، منتطر بودن، شبیه راه رفتن روی لبه ی تیغه.. خیلی خیلی خیلی باید مواظب باشیم خودمونو کنترل کنیم دچار افراط و تفریط نشیم..

 

و همه اینها رو از خودشون میخوایم... 

اوفض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد..

 و من الله توفیق 

 



برچسب ها : مراقبه ,  انتظار ,  منتظر ,  امام زمان (عج) , 

نوشته شده در پنجشنبه 2 شهریور 1396 ساعت 03:28 | آخرین ویرایش در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 17:02