تبلیغات
بسیج دانشجویی دانشگاه شهید عباسپور
درباره

مقام معظم رهبری :
بسیج سیاسی است اما «سیاست زده، سیاسی کار و جناحی» نیست. بسیج مجاهد است اما بی انضباط و افراطی نیست، عمیقاً متدین و متعبد است اما متحجر و خرافی نیست، با بصیرت است اما از خودراضی نیست، اهل جذب حداکثری است اما غیور است و درباره اصول تسامح نمی کند، طرفدار علم است اما علم زده نیست، اخلاق اسلامی دارد اما این اخلاقش ریاکاری نیست، در آباد کردن دنیا فعال است اما خود اهل دنیا نیست.
وصیت نامه شهدا
وصیت شهدا
ابر برچسب ها
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آرشیو مطالب
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
لوگوی دوستان
کاربردی

بسم رب الحسین

خدایا نمی شود زمان بایستد و عاشورایت نیاید؟!!!

آخر مولایم می میرد از درد. یا حضرت زینب(س) یا ام المصائب،خانم جان شما یکبار مصائب کربلا را دیدید و ما هنوزم از روضه ی شما میسوزیم. امان از دل زینب. اما آقایم صاحب الزمان هزار و چند ساله که هر سال وقایع عاشورا رو به چشم میبینن و ...

کسی توی روضه ها نگف امان از دل مهدی(عج) کسی نگف این طالب بدم مقتول بکربلا؟ کسی وارد مجلس شد و نگف پس صاحب عزا کجاس؟ کسی نگف حسین زمان روزی چند بار هل من ناصر ینصرنی سر میدهد، کسی جوابشونو نداد،کسی نگف امامم زینب ندارد که غربتش را جار بزند کسی از غربت پسر فاطمه(س) نگف،کسی نگف کجاس منتقم سیلی زهرا(س)؟ کسی نگف امام از گناهان ما روزی چند بار به مقتل میرود؟کسی نگف ازین درد امام خون گریه می کند،کسی نگف درد ینی در انتظار انتقام خون جدت بسوزی و کسی نخواهد که بیایی و حق را بستانی،کسی نگف کجاس آن حقانیت عینی؟ همه گریستند و رفتند و نذری بردند کسی برای آن یار طرید ،آن تنهای در بیابان ها نذری نبرد.همه خسته شدند و رفتند خوابیدند سرخوش از عزاداری که بجا آوردند و او بیدار ماند و دعا کرد و دعا کرد و دعا کرد...

مرا ببخش آقا جان که یک محرم دیگه رو به قلب پردردت تحمیل کردم. تو را بخدا بگذر از من یا سیدی یا حبیبی یا ابتاه. امام من، ما که شیعه واقعی نیستیم اما از شنیدن این مصیبت کم میاوریم،چه می گذرد بر دل شما هر ساله عاشورا؟؟ واویلا... واویلا. تو را بخدا عاشورا نیا نیا نیا که امامم می میرد از درد می میرد از درد می میرد از درد.

یا امام حسین،ارباب شما دردانه ی خدایی،از همه چیزت برای خدا گذشتی،به خدا بگید که درسته که ما مردم زمین سزاوار این زندگی ننگ آور هستیم اما تو را به دل پر درد امامم که مضطره،اجازه ی ظهورشونو بده .

یا باب الحوائج یا عباس بن علی(ع)،یا سیدی ،آقام درد بی عباسی می کشه آقام عاشق روضه های شماس،آقام غریبه برادر نداره ابالفضل نداره،شما برای دل پردردشون دعا کن.

یا حضرت زینب(س) برای برداشتن این درد از قلب امامم دعا کنین.

امن یجیب مضطر اذا دعا و یکشف سوء بخوان به نام تنها مضطر باقی مانده در زمین.أین بقیه الله؟

اللهم عجل لظهور ولیک



نوشته شده در شنبه 1 مهر 1396 ساعت 23:40 | آخرین ویرایش در شنبه 1 مهر 1396 ساعت 23:41

بسم الله الرحمن الرحیم 

سلام دوستان. یشنهاد میکنم عزیزانی که امکانش براشون فراهم هست امشب که شب جمعه ست و مصادف با شب اول محرم، برای عرض تسلیت خدمت صاحب عزا عالم، تشریف ببرن زیارت حضرت عبد العظیم حسنی.. پارسال رفیق جان و بده رو طلبیدن.. پرچم حرم امام حسین عزیز دلم رو از کربلا آورده بودن و اونشب با آداب خاصی روی گنبد حضرت سید عبدالکریم نصب شد.. 

چه گنج بزرگی هستن ایشون که امام هادی قربونشون برم میفرماینداگر قبر عبدالعظیم را كه نزد شما است زیارت می كردی مانند كسی بودی كه امام حسین (ع) را زیارت كرده باشد. (۱)

 

زیارت ""خود امام حسین علیه السلام"" .

 

چقدر نام تو زیابست ابا عبد الله.. پدر بندگان خدا...

 

یادمه عزیزی محرم پارسال بهم گفت تو ماه محرم همه عالم (نه تنها این زمین ما.. کل عالم بالا و پایین) آماده ان و منتظر جرقه ای، تا خدا ظهور امام رو امضا کنه...

 

 زرنگ باشیم.. "کل" خوبی رو بخوایم..

 

ما برای ایشون دعا کنیم یا نه، ایشون ما رو فراموش نمیکنن و همیشه به یادمونن..

اگر از ما چیزی میخوان، اگر هر روز صدای هل من ناصر ینصرنی امام زمانمون چندین بار بلند میشه، به معنای واقعی به ماها هیچ احتیاجی ندارن.. اینها رفتارهایی است شبیه جمله ی خدا در قرآن: چه کسی است به خدا ""قرضی"" نیکو دهد؟

خدا نیازمند منو و شماست که ازمون چیزی رو قرض کنه؟ 

.

.

نه... این یک جور دعوته برای ""رشد و زنده شدن"".. همونطور که دوباره خودش فرموده 

وقتی خدا و رسولش شما را میخوانند اجابت کنید که شما را حیات میبخشد...

خود امام رضا روحی فداه گفتن شما برای فرج دعا کنید، من علی ابن موسی "ضامن" برآورده شدن چیزی میشم که برای "شما" مهمه...

 

 

خلاصه یه عالمه کد به ماها دادن که کلید حل مشکلاتتون، امامتونه... اونو که داشته باشین، هیییچ کم و کسری ای ندارین...

 

ودعای ما برای ایشون، بنفع خودمونه.. قلبمون پر از عشق و نور و محبتشون میشه و همین عشق روزی ما رو به معشوق میرسونه...

 

خدایا ما را مضطر وجود امامون، عزیز دلمون، نور دیده مون بگردان..

 

 

یا رب الحسین 

بحق الحسین 

اشف صدر الحسین 

بظهور الحجه

 

 

این فرجک القریب یا مولای؟؟...


 

(1): شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ج ۱ ص ۲۴۶.

 



برچسب ها : محرم ,  عبد العظیم حسنی ,  سید عبد الکریم ,  امام زمان (عج) ,  امام حسین (ع) , 

نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور 1396 ساعت 03:11 | آخرین ویرایش در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 16:58

عصر یك جمعه ی دلگیر

وجودِ تو كنار دلِ هر بیدلِ آشفته شود حس

تو كجایی گل نرگس؟ 
به خدا آهِ نفس های غریبِ تو كه آغشته به حزنی ست ز جنس غم و ماتم
زده آتش به دلِ عالم و آدم
مگر این روز و شبِ رنگِ شفق یافته در سوگِ كدامین غم عظمی، 
به تنت رختِ عزا كرده ای ، ای عشق مجسم

   شبنم بچكد خون جگر دم به دم از عمق نگاهتكه بجای نم 

نكند باز شده ماهِ محرم كه چنین میزند آتش به دلِ فاطمه آهت
به فدای نخ آن شالِ سیاهت
به فدای رُخت ای ماه، بیا
صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم تویی ، اجرك الله
عزیز دو جهان ، یوسفِ در چاه
دلم سوخته از آهِ نفس های غریبت
 دلِ من بالِ كبوتر شده، خاكستر پرپر شده
همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج،
نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی
به همان صحن و سرایی كه شما زائر ِ آنی 
و خلاصه شود آیا كه مرا نیز به همراه خودت،
زیر ركابت ببری تا بشوم كرب و بلایی؟
به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد

نگهم خواب ندارد ، قلمم گوشه ی دفتر غزل ناب ندارد
شب من ، روزن مهتاب ندارد
همه گویند به انگشت اشاره 
مگر این عاشق بیچاره ی دلداده ی دلسوخته ،ارباب ندارد ؟
... 
تو كجایی؟
تو كجایی؟ شده ام باز هوایی... 
شده ام باز هوایی...

گریه کن، گریه و خون گریه کن

آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را

و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم،

و خودت نیز مدد کن

که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود

چون تپش موج مصیبات بلند است،

به گستردگی ساحل نیل است،

و این بحر طویل است

و ببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است

که این روضۀ مکشوف لهوف است،

عطش بر لب عطشان لغات است

و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است،

و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است،

ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است،

ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است،

ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنۀ یار است

و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی،

الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال

» خدایا چه بگویم "که شکستند سبو را و بریدند و سپس آه که « الشّمرُ 

دلت تاب ندارد

به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،

تو خودت کرب و بلایی،

قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی،

تو کجایی ... تو کجایی...

سید حمیدرضا برقعی

 

 



برچسب ها : کربلا ,  محرم ,  روضه ,  امام زمان (عج) ,  امام حسین (ع) , 

نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور 1396 ساعت 02:21 | آخرین ویرایش در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 16:58

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

دیشب سر یه قضیه ای عمیقا ترسیدم از اینکه اذن دخول به محرم مهدوی رو ندن و اونطور که باید نتونم بهره برداری کنم.. چون تا وقتی خدا یه چیزی رو به کسی نداده، قاعدتا ازش انتظاری هم نداره... وقتی ازش میخوای و از بس کریمه میده، این دیگه تو هستی که باید با تمام وجود نشون بدی حاضری برای حفاظت از گنج ارزشمندی که بهت از روی لطف دادن هرچی داری هزینه کنی.. راه پیمودن سیر بسمت خدا شوخی که نیست.. خدا نعمت رو میده، اگر لیاقت نگهداری ازش رو نداشته باشی میگیره[1].دقیقا مثل گنجینه های الهی.. خدا تمام نعمتش رو با فرستادن پیامبر اکرم، امیر المومنین، حضرت زهرا و.. تک تک امامان بر ما کامل کرد.. نه یک بار، نه دو بار، 13 بار بشر مردود شد در پاسداری از گنجینه الهی.. خدا بقیة الله رو نگه داشت برای مردمی کهبفهمن امام کیه؟ قدرشو بدونن، و ثابت کنن که میخوانش، حاضر باشن براش هر چی دارن رو هزینه کنن... بابا بخدا درده خلق رو دیدن و وجه الله رو ندیدن.. اونم چه کسی؟.. کسی که محبتش بما، از خودمون نسبت به خودمون بیشتره.. از عزیز ترین افرادمون نسبت بما دلسوزتره و مهربون تر.. پدر، مادر، دوست، خواهر و بردار، محبت هیییچ کدوم به گرد پای عشق امام نمیرسه..

 

داستان علی ابن مهزیار رو که حتما شنیدین؟ 20 سال میره حج تمتع به امید دیدن آقا.. اونطور که میخواسته موفق نمیشه و تصمیم میگیره دیگه نره که بهش میرسونن اینبار به مقصودت میرسی، بیا... میره.. در موقفی پیک امام میاد سراغش و میگه دنبال چی میگردی؟

-        امامِ محجوب از عالم..

قاصد گفت: پاسخ اشتباهى دادى؛ چه كسى مى‏گه كه حضرت محجوب از عالم است؟ بلكه این اعمال بد شما او را محجوب كرده است. «و ما هو المحجوبُ عن العالم و لكن حَجَبه سوءُ اعمالِكم»؛ (بمیرم آقا جانم که شما چه میکشید از دست ما..)

خلاصه پیک امام با علی ابن مهزیار هماهنگ میکنه و  راه میفتن... وقتی میرسن یه جایی که باید ادامه راه رو پیاده برن، علی میگه پس شترمو چیکار کنم؟؟   |:

یعنی هنوز اونقدر انقطاع پیدا نکرده بوده که با سر بره هر جا امامش بود.. بدون فکر کردن به چیزی... البته خدا خیلی رحمش کرده که راهش دادن..  وگرنه مثل مرد صابونی باید امام ندیده برمیگشت...

وقتی دیدار مهیا میشه، امام زمان (روحی فداه) به علی ابن مهزیار فرمودن:

«من شبانه روز چشم به راه تو بودم؛ چرا دیر پیش ما آمدی؟»[2]

یعنی امام قربونشون برم مشتاق ترن از خود ما به رشد و وصل و کمالمون.. ماها فقط باید راست بگیم (باید از خودشون ملتمسانه بخوایم ما رو طوری پرورش بدن که یارشون باشیم. از اون یارهای خاص...). از اینجا ببعد تازه اوج داستان شروع میشه امام دلایل تاخیر علی ابن مهزیار رو بهش میگن.. و یسری از وقایع ظهور.. یک جا میفرمایند من «آن دو نفر» رو با یدن تازه از قبر بیرون میارم و مردم به وسیله آن دو آزمایش میشن.. آزمایشی سخت تر از آزمایش اول..  در آن روز بر روی زمین کسی باقی نمی‌ماند جز مؤمنی که قلبش خالص به ایمان باشد.

همه این حرفها رو زدم تا به اینجا برسیم. قلب نمیتونه جای دو تا محبت متضاد باشه.. وجود ما باید خالصِ خالص بشه در خدا دوستی.. اون کسی رو که خدا دوست داره ما دوست داریم، کسی که با خدا دشمنه، به هیچ عنوان در قلب ما جایی نداره...

یه مثال مادی بزنم: فرض کنین یک نفر مادر شما رو بطرز وحشتناکی آزار بده (مثلا بهش سیلی بزنه یا استخوانشو خورد کنه یا به خونه ش حمله کنه و ... بقیه شو نگم بهتره..). آیا میتونین دشمن مادرتون رو دوست داشته باشید؟ (خواهش میکنم واقعا یک دقیقه تصور کنین ببینید حستون چیه نسبت به اون فرد؟)

.

.

.

میشه تحملش کرد؟

پیشنهاد من برای اجازه ورود به حریم محرم، شروع زیارت عاشوراست. از امروز تا حداقل اربعین. از جمله کارهایی که این زیارت میکنه، خالص سازی محبت هست برای امام. روزانه فقط و فقط 5 دقیقه وقت بگذارید تا خودتون اثرشو ببینین. یعضی از راه ها گفتنی نیست؛ رفتنیه...

سفرتون بی خطر مسافرهای الهی.

یا علی.

 

[1] آیه 53 سوره انفال (ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی‏ قَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ)

این، بخاطر آن است که خداوند، هیچ نعمتی را که به گروهی داده، تغییر نمی‏دهد جز آنکه آنها خودشان را تغییر دهند و خداوند، شنوا و داناست!

[2] دلائل الامامه ص541. داستان مفصل تر رو میتونین در اینجا مطالعه بفرمایید. 0البته کامل نیست.)

 



برچسب ها : محرم ,  شیعه ,  اخلاص ,  زیارت عاشورا ,  امام زمان (عج) ,  امام حسین (ع) , 

نوشته شده در یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 06:04 | آخرین ویرایش در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 16:56

آپلود عکس

بسم الله الرحمن الرحیم

روز عید مباهله فراموش نشود، جمعه 24ماه روز مباهله

1- روز عید بزرگ مباهله

2- سالروز بخشش انگشتر در رکوع و نزول آیه ولایت"انما ولیکم.. " (آیه 55 مائده)

3- سالروز نزول آیه تطهیر و صدور حدیث شریف کساء در جریان مباهل

4- سالروز نزول سوره مبارکه انسان (هل اتی) در شان پنج تن آل عبا علیهم السلام می باشد.

این روز بزرگ به محضر قلب عالم امکان امام زمان ارواحنا له الفداء وشیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام و  سرتاسرجهان تبریک و تهنیت باد.

دوستان روز مباهله روز خییییییلی بزرگیه بقیه ی دوستانتون رو هم دعوت کنید به انجام اعمال این روز.....

اعمال

۱- غسل

۲- دورکعت نماز مثل نماز عید فطر

۳- خواندن دعای مباهله

۴- هفتاد بار استغفار

۵- صدقه دادن

۶- زیارت امیرالمومنین

۷- زیارت جامعه کبیره که از همه مناسب تر است....

8- روزه

پ.ن: برای عیدی از خدا ظهور باقیمانده ی ولایت را بخواهیم اللهم عجل لولیک الفرج



نوشته شده در جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 12:27 | آخرین ویرایش در جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 12:53

بسم الله الرحمن الرحیم

نقش تلوزیون از یه جایی ببعد کم کم در خانواده ما کمرنگ شد تا کار بجایی رسید که ممکن بود هفته ها بگذره و روشن نشه... چند وقت پیش مهمان داشتیم، رفتن تلوزیون روشن کنن، هر کاری کردن نشد.. نهایتا کاشف بعمل اومدیم که بهش برخورده، باهامون قهر کرده، ناراحت شده و سوخته   :) 

این رو داشته باشین، از اونطرف من حدود سه هفته بود که بدلایل مختلف نتونسته بودم بیام خونه و تا معلوم شدن تکلیف کارهام منزل اقوام ساکن بودم. اتفاقا این خانواده بشدت اهل تلوزیون بودن و در طول روز تا پاسی از شب این بنده خدا در حال پخش برنامه های رنگ و وارنگ بود..

اگر تجربه کرده باشید که برای مدت مدیدی خوراک سالم داشته باشین یا لااقل دور چیزهای خیلی مضر مثل شکر، چیپس و پفک یا حتی چای خط بکشین، بعد یه مدت که میرین سراغشون نمیتونین تحملشون کنین و با دوز کمی از اونها حالت خوشایندی بهتون دست نمیده.. این یعنی تغییر ذائقه. (البته برعکسش هم هست. یکی که عادت کنه به ناسالم خواری، غذای سالم رو پس میزنه...)

خلاصه من در روزهای اول از این حجم از گزافه گویی و بینی و شنوی اذیت میشدم. اما رفته رفته انگار عادی بشه، اذیت که نمیشدم هیچ، خودمم پایه شده بودمو همراهی میکردم. (بدون اینکه خودم خیلی متوجه بشم.)

تو همین مدت یکی دو بار پیش اومد یاد یکم قبلم افتادم و نوشته هامو خوندم... دیدم اووففففف چه افتی داشتم.. دلیلشم نمیدونستم..

دیشب برگشتم خونه. ماجراش عجیب غریب بود.. قاعدتا دیروز رو هم باید میموندم تا برم دانشگاه اما با کمال تعجب ایمیل استاد رو ندیدم و موفق به تماس تلفنی هم باهاشون نشدم.. برگشتم و آخر شب یه بحث خیلی جالب درباره زیارت جامعه کبیره پیش اومد. و من باز هم عمیقا شرمنده خوبی خدا جونم شدم که برای چندمین بار حواسم بهش نبود و بهش غر زده بودم که چرا این اتفاق نادر افتاده و کارم راه نیفتاده و برگشتم... ولی اون کاممممممملاااا حواسش بهم بوده و میدونسته چی صلاحمه؛ منو کیلومترها کشونده آورده تا تغذیه روحیم تامین بشه.. چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد..

امشب بعد از نماز نشسته بودم، بذهنم انداختن احتمالا یکی از دلایل کم رزق شدنم همین تلوزیونه..

عمری که ثانیه ثانیه ش "نوره" ، پای چه چیز و چه کارهایی میره؟..

بقول یک مطلبی که در همین وبلاگ خوندم، مواظب ورودیهات باش تا بتونی خروجی هاتو کنترل کنی..

خدا جونم شکرت. ممنونم ازت. کمکم کن دیگه بهت "چرا" (از روی ناراحتی و اعتراض) نگم...


اللَّهُمَّ اجْعَلْ نَفْسِی مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، رَاضِیَةً بِقَضَائِكَ، مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَ دُعَائِكَ، مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِیَائِكَ، مَحْبُوبَةً فِی أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ،صَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلائِكَ، شَاكِرَةً لِفَوَاضِلِ نَعْمَائِكَ ...

التماس دعا، و من الله توفیق. 

 



نوشته شده در پنجشنبه 23 شهریور 1396 ساعت 02:21 | آخرین ویرایش در پنجشنبه 23 شهریور 1396 ساعت 04:53
غرور = کم عقلی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. شهادت غریبانه حضرت امام محمد باقر روحی فداه را خدمت سرور و مولامون، حضرت امام زمان(عج) و همه مردم جهانتسلیت عرض میکنم. گفتم تمام مردم جهان، چون امام فقط برای ما مسلمانان و شیعیان نیست.. به مبارکی وجود امام زمان هر دوره، جمیع خلایق روزی داده میشوند و آسمان و زمین استوارند[1].

برنامه ی خلقت این نبود که ذخیره های الهی یکی پس از دیگری به شهادت برسند. قرار بود نبی اکرم باشند، حضرت امیر المومنین و بانو و تک تک فرزندان از نسل ایشون باشند و ما با دست در دست ایشون گذاشتن اوج بگیریم تا خدا...

چه کردند با ما؟؟

کجایند حسن (ع) و حسین (ع)؟

 و کجایند فرزندان حسین؟ 

صالحی پس از صالح و صادقی بعد از صادق؟

این السبیل بعد السبیل؟

.

این بقیة الله؟؟؟؟[2]...

 

ما را امید به ظهور و رجعت و با امام بودن زنده میدارد..

اینجا چند حدیث از امام محمد باقر روحی فداه بصورت عکس نوشته دراومده که میتونید مطالعه بفرمایید.

التماس دعا.

پ.ن.

فرق هست بین دوست داشتن و محبت شدید و عاشق بودن. من این عشقشونو دیشب از خودشون خواستم و فقط کافیه که ما بخواهیم.. پس بخواهیم..

.

[1] بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری‌ وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأرضُ و السَّماء

[2] دعای ندبه 




برچسب ها : امام محمد باقر (ع) ,  امام زمان (عج) ,  امام باقر (ع) , 

نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور 1396 ساعت 11:48 | آخرین ویرایش در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 16:59

به نام خدا

سلام. از حدود 40-50 روز دیگه کاروان های سواره و پیاده برای زیارت اربعین سرور و عزیز دلمون راه میفتن.. دوستانی که قصد عزیمت دارن از همین روزها کم کم در فکر آماده سازی برای سفرند ... این متن رو پارسال تو راه برگشت نوشتم.. امشب همینطوری یهو اومد جلو چشمم.. نوشته مال یکسال پیشه. با اینکه بعضی نظرات تغییر کرده و ظاهرا پخته تر شده، تغییر خاصی در متن ندادم...

امسال هم بطلبید آقای خوبم، مع امام منصور من اهل بیت محمد و آل محمد علیهم السلام.. :)   التماس دعا.

.

.

دیشب شب آخری بود ک کربلا بودیم

نایب الزیاره بودم و بیادتون

 

اما یه چیزی میخواستم بگم

من این بار سومین بار بود ک میومدم کربلا

یک بار در عید نوروز رفته بودیم و بار اول هم یادم نمیاد مناسبت خاصی بوده باشه...

 

قبل از این سفر از خیلی ها شنیده بودم اریعین یه چیز دیگه س اما شنیدن کی بود مانند دیدن؟...

 

یه شور و حال عجیب غریب و تکاپوی بی نظیری تو زائرها بود

همه اقوام گرد هم اومده بودن

هند

پاکستان

ایران

عربستان

لبنان

و خود عراقی ها _حتی ما با یکسری ک صحبت کردیم،اهل نجف بودن و برای این ایام اومده بودن اونجا_

 

نمونه کوچیکی از جهان یکپارچه امن و الهی دیدم. چیزی ک در زمان ظهور بهش وعده داده شده..

 

راست راست بود . من 2 بار شماره کفشهامو ک داده بودم ب کفشداری گم کردم. رفتم گفتم اون کفشی ک گذاشتین اونجا، کفش منه و کیفم ک توش شماره بوده گم شده. گفت مطمئنی؟ گفتم بله. هر دو بار کفشمو دادن و گفتن زیارت قبول. ب همین سادگی.

یا مثلا تو ایست و گشت بازرسیشون میپرسیدن موبایل داری؟ اگر میگفتی نه، دیگه حرف تو ملاک بود براشون..._اونجا تو حرم موبایل بردن ممنوعه_

همه به هم کاملا اعتماد میکردن . محال بود اگر میلیونها تومان پول اونجا گم کنی، مطمئن نباشی ک برگشت داده میشه.

همدلی و اینکه هر کس هر کمکی از دستش بر میومد با دل و جون انجام میداد بدون هیچ چشمداشتی..

سوال از هر کسی میپرسی آخرش بعد از تشکر، بهت میگن:

 ممنون

عینی (نور چشمم، چشمم)

حبیبتی (دوستم)

نسئلکم الدعا (التماس دعا)

 

هیچ کس یک نگاه چپ ب کسی نمیکرد

شهر یکپارچه عزادار

همه با هم برای ظهور..

یکی چایی میداد

یکسری دم حرم واکس صلواتی برای حضرت مهدی _قربونشون برم_ گذاشته بودن و...

 

و ده ها شهیدی که روزانه برای تبرک به خدمت امام حسین ع و حضرت عباس ع میارن _کشور تو جنگه و اکثرا شهدای موصل بودن ک در درگیری با داعش کشته شدن_

و جگر تو ک کباب میشه براشون با اینکه نمیشناسیشون فقط میپرسی "بای ذنب قتلت؟..." به کدامین گناه؟...

و داغی ک از هر مصیبت بر دل امام زمانت میشینه. ک او "پدری" مهربان، "مادری" شفیق ، "برادری" رفیق و "دوستی" مهربانه..

و دعاهای همه گانی و دسته جمعی زیر قبه امام برای تعجیل در فرج

و "لبیک یا حسین" و "لبیک یا صاحب الزمان" هایی که مو به تن آدم راست میکنه..

 

تازه ما با یکی از کاروان های حج و زیارت رفته بودیم. اونهایی ک پیاده میرن هم خیلی چیزهای عجیب غریبی تعریف میکنن

طرف کل سالشو سرمایه جمع میکنه تا اربعین ب بهترین نحو از زائرها پذیرایی کنه، خودش و خانواده ش بیرون و توی کوچه یا حیاط میخوابن تا زوار راحت تو خونه استراحت کنن و منزل 100% در اختیار زایره. و تو ب این آدم غریبه ب اعتبار زائر امام حسین علیه السلام بودن، مثل چشمات اعتماد داری...

 

خلاصه اینه یه چشمه از کاری ک امام حسین ع با دلها میکنن

و اینجا، جاییه ک همه ارزشهای پوشالی ک ما برای خودمون تراشیدیم رنگ میبازه. اختلاف نژاد و قوم و ثروت و...

 

الهی در کل جهان هر چه زودتر شاهد اون مدینه فاضله ای باشیم ک انسانها قرن هاست بدنبالش میگردن..

یا رب الحسین

بحق الحسین

اشف صدر الحسین

بظهور الحجه



برچسب ها : محرم ,  امام زمان (عج) ,  امام حسین (ع) , 

نوشته شده در دوشنبه 6 شهریور 1396 ساعت 02:52 | آخرین ویرایش در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 16:54
خوشبختی یعنی...  با امام زمانت باشی.. :)

#امروز برای امام زمانمون چه کردیم؟


برچسب ها : امام زمان (عج) , 

نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1396 ساعت 15:29 | آخرین ویرایش در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 17:00

به نام نازنین خدای رحمان و رحیمم

سلام. امروز یکی از بچه ها یه پیشنهاد خوب بمن داد.. گفت بیا برای اینکه بیشتر یاد امام باشیم، یه گروه بزنیم و کسانی رو که فکر میکنیم پایه ان اد کنیم. هدف؟ برای ظهور امام و نزدیکتر شدن به ایشون، گناهمون رو کم کم ترک کنیم (من مینویسم گناه، شما بخونید هر کار بد یا اشتباه). یا روی عادات ناپسند اخلاقیمون دونه به دونه کار کنیم و آخر شب تجربیات یا مواردی رو که در طول روز یاد گرفتیم با هم به اشتراک بذاریم.

 به این نتیجه رسیدیم که گروه جواب نمیده و قرار شد دوتایی با هم این کار رو ادامه بدیم. راستش اولش اضافه کردن یک قید دیگه بین شلوغ پلوغی این روزهام سخت بود اما چون مربوط به امام بود پذیرفتم و این به ذهنم رسید که کلا تو هر کاری که مربوط به آقا میشه، "نه" نیار (این تعهد ذهنی رو دارم با نوشتن به بند میکشم.. :) )

جالبیش اینجاست که وقتی از خودشون میخوای تصفیه و تزکیه ت کنن، این ناخالصی ها و آلودگی های رویحت رو برات Boldمیکنن و خودت میبینی که عه... من این اشکالو داشتم.. اصلا هم بهش توجه نداشتم.. و با کمک خودشون کم کم رفعش میکنی..

از این کاغذ چسبونکی رنگیا (sticky notes ) چسبوندم به دیوار میز کارم، اشکالاتی رو که بنظرم میرسه توش یادداشت میکنم که جلوی چشمم باشه...

اینم میدونم که اگر بخوای برای امام به نیت ظهور و فرج و قیامشون کاری رو انجام بدی، شیطان با تمام وجودش مانعت میشه(اگر نفس و "من" و .. در میون باشه کاری نداره اما با هرگونه وصل شدن ماها به تنها راه نجات به شدت مخالفت و مبارزه میکنه). طوری اذیت میکنه که ممکنه بگی بابا نخواستم. میخوام مثل اون روز تا حالام باشم. عادی. نه یک یار... و صد البته در معرض امتحان قرار خواهیم گرفت و زمینه هاش مهیا میشه که مشخص بشه تا چه حد عزم دیار دوست داریم؟.. اما

اما

همه سختی ها مال وقتیه که ماها وصل نشده باشیم به اون منبع بیکران و پشتوانه ی محکم.. توکل که کردیم، "ان کید الشیطان کان ضعیفا" میشه..(قطعا مکر و کید شیطان ضیعفه..).

خلاصه نترسیم.. خودشون کمک میکنن.

بقول امام مهدی روحی فداه: " اگر خواستار رشد باشی رشد میکنی ، و اگر طلب كنی می یابی ."[1]

ماها فقط باید بخوایم..

تو هم اگر همره راهی، بسم الله.

یا علی..

 

 

[1] ان استرشدت أرشدت ، و ان طلبت وجدت؛

بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 339

 

 



برچسب ها : امام زمان (عج) , 

نوشته شده در جمعه 3 شهریور 1396 ساعت 23:37 | آخرین ویرایش در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 17:00

بسم الله الرحمن الرحیم 

سلام 

حکایت ما، از خیلی جهات میتونه شبیه خیلی ها باشه..

نمونه ش، اویس قرن.. ندیده عاشق شد، پیامبر او را برادر خواند..

 

دنبال اطاعت امر بود و پایبندی به آنچه واقعا رسول الله رو شاد میکرد.. نه دنبال هوس و خواسته ی دلش.. شاید اگر بیشتر میموند روی ماهشون رو میدید، اما بقول معروف او پیامبر رو برای "اطاعت" میخواست ته برای خودش.. نه برای ""دلش""..

 

 

در نگاهی دیگر حالمون مثال بند بازی ست که تمرکزش فقط و فقط روی لحظه ی فعلی ست ولاغیر.. اگر به پشت سرش نگاه بکنه، "مغرور" میشه که اوففف من چققققققددددددررررر راه اومدم.. اگر محو جلوش بشه، "نا امیدی و ترس" برش میداره که ااااااا چقققددددررر دیگه راه مونده تا من برسم..

ولی آن به آن با تمام وجودش باید مراقب ""الآن"" باشه که ""سقوط "" نکنه.

منظورم ارزیابی نکردن مسیر و نگاه رو به جلو نداشتن نیست.. محو شدن و تمرکز نابجا داشتن روش اشتباهه..

بین خودم و خیلی از دوستام، حالت ناامیدی و ترس از آینده رو دیدم .. بارها یه حسی بهم گفته حالا که چی؟ فکر میکنی چقدر تا ظهور مونده؟ نزدیکه؟ دوره؟ تو بالاخره امامت رو امروز میبینی یا فردا؟ در جوانی یا پیری یا...

به جرات میتونم قسم بخورم که این افکار، دستگیره های شیطانه برای وایسوندن یا لااقل کند کردن پیشروی ما بسمت امام..

در صورتی ک اینها اصلا و ابدا جزو وطایف منتظر نیست.. ماها کار میکنبم، نتیجه با خداست.. ما باید "ظرف امروز" روحمون رو پر کنیم..

انتظار یه حالت عجیبیه.. برای همین هم میگن عاشق پروره. کافیه به دعاهایی که از معصوم در انتظار امام به ما رسیده نگاهی بندازیم. در عین تشنگی و عطش، ناامید نیستی که هیچ کلی هم امید داری، خسته نمیشی، میدونی تلاشهات فایده داره.. چه با دو تا چشم خودت ببینی، چه نبینی.. برای همین، منتطر بودن، شبیه راه رفتن روی لبه ی تیغه.. خیلی خیلی خیلی باید مواظب باشیم خودمونو کنترل کنیم دچار افراط و تفریط نشیم..

 

و همه اینها رو از خودشون میخوایم... 

اوفض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد..

 و من الله توفیق 

 



برچسب ها : مراقبه ,  انتظار ,  منتظر ,  امام زمان (عج) , 

نوشته شده در پنجشنبه 2 شهریور 1396 ساعت 04:28 | آخرین ویرایش در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 17:02


تعداد صفحات : 189

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |